تبليغاتX
در جستجوی حقایق
این فقط حقایق است که ما را به خوشبختی و شادمانی و ازادی می رساند.

تماشای صدا و سیمای دولتی زوری در داخل ایران یک خیانت به خود و خیانت به دموکراسی است.ما باید امروز صدها کانال تلوزیونی

و رادیویی خصوصی داشته باشیم.البته روی ماهواره هست اما باید در داخل و روی فرستنده های زمینی هم باشد.با پیشرفت

علوم اکنون گوشی موبایلی امده است که قابلیت دریافت تصاویر تلوزیونی ماهواره ایی را دارد همچنین می تواند به اینترنت وصل شود

و نیز پیام کوتاه متنی دریافت کند و بفرستد .همچنین فیلمبرداری و عکاسی کند.رادیو دارد.در خود بازی دارد.ماشین حساب دارد.

اخبار بورس و اب و هوا و ترافیک را دریافت کند.موقعیت جغرافیای را دریافت کند.و دهها امکان دیگر.همه این قابلیتها تنها در یک گوشی

کوچک موبایل قرار دارد که در مشت جای می گیرد و حمل می شود.حال با این دانش پیشرفته استبداد حاکم بر ایران چگونه می خواهد

جلوی انتقال اطلاعات را بگیرد؟دیکتاتورهای مذهبی حاکم بر ایران در اوایل انقلاب ابتدا با ویدیو مخالف بودند.بعد که ماهواره امد ویدیو

ازاد شد و ماهواره ممنوع شد.بعد که اینترنت امد ممنوعیت ماهواره شل شد و اینترنت فیلتر شد.وقتی که اینترنت گسترش پیدا کرد و

خدمات گوشیهای موبایل افزایش پیدا کرد دیگر این دیکتاتورها مانده اند مستاصل که دیگر چگونه می توانند جلوی انتقال آزاد اطلاعات

را بگیرند.تازه یک امکان جدید که دارد برای ایرانیان داخل فراهم می شود اینترنت پر سرعت است که دارد عمومی می شود.این اینترنت پر سرعت

خیلی می تواند حتی در تغییر بافت فرهنگی جامعه موثر باشد.هم اکنون اینترنت کم سرعت دو هزینه دارد.یکی هزینه سرویس دهنده اتصال

اینترنت و یکی هم هزینه تماس تلفنی به مخابرات.اما اینترنت پر سرعت خوشبختانه کاربران را از هزینه سنگین تلفن معاف می کند.

تازه مهمترین حسن اینترنت پر سرعت این است که اتصال به اینترنت 24 ساعت و دائمی است همانند تلوزیون.نکته اصلی هم اینجاست.

یعنی اینترنت پر سرعت کم کم جایگزین تلوزیون می شود.چون اینترنت یک رابطه دو طرفه است و تلوزیون یک طرفه.

در ضمن اکثر کانالهای تلوزیونی جهان را می توان از طریق اینترنت پر سرعت با همان کیفیت پخش تلوزیونی مشاهد کرد.

تازه اینترنت این امکان را فراهم می کند که مثلا بیننده از ارشیو یک تلوزیون استفاده کند و فقط ان برنامه ایی را ببیند که دوست دارد همچنین

نظرات خودش را هم انتقال دهد.از پدیده های اینترنت پر سرعت این است که اصلا یک شخص می تواند بدون هیچ هزینه خاصی

برای خودش یک تلوزیون یا رادیوی اینترنتی تاسیس کند و هر برنامه ایی دوست دارد در ان برای دوستان خود پخش کند.اکنون دهها هزار

تلوزیون و رادیوی شخصی اینترنتی در سراسر جهان تاسیس شده است.مثلا دو جوان ایرانی بودند که ساکن امریکا هستند و اینها یک تلوزیون

اینترنتی تاسیس کردند که با درایت و برنامه های خوب خود موجب شدند که حتی بیننده روزانه انها به بیش از 50 هزار نفر رسید و

همین موجب شد که درامد زیادی از اگهی بازرگانی کسب کنند و همچنین چند رسانه مشهور با انها مصاحبه کردند.در حقیقت هزینه اندک

اینترنت فرصتی است برای ابراز وجود همه کسانیکه استعداد دارند و سرمایه مالی زیاد ندارند.دیگر تعریف رسانه تغییر کرده است.دیگر

رسانه تنها در انحصار دولتها نیست.رسانه عمومی شده است و همه خود می توانند رسانه داشته باشند.مثلا وبلاگ که سرویسی رایگان

است که امکان می دهدبدون نیاز به هیچگونه تخصص خاص براحتی مردم نوشته های خود و عکسهای خود و حتی صدا و تصویر

مورد علاقه خود را در معرض دید سراسر جهان قرار دهند.در قدیم ارزوی حتی نویسندگان بزرگ این بود که نوشته هایشان در معرض دید

حتی مخاطبان محدودی قرار بگیرد و امروز حتی یک فرد عادی براحتی می تواند یاد داشتهای روزانه خود را در معرض دید همه جهان قرار

دهد و تازه از نظرات انها در مورد عقاید خود نیز با خبر شود.همچنین پدیده مفید دیگر اینترنت گروههای اینترنتی است.ایران عزیز ما

اکنون بیشتر از هر زمان دیگری به گروه گرایی نیاز دارد.حالا این گروهها بر اساس هر اشتراکی تشکیل شود فرقی نمی کند حالا چه گروه

موسیقی باشد چه گروه فکری باشد چه ورزشی یا فرهنگی و غیره مهم همین جمع شدن و با هم بودن و همفکری و هم دمی است.

ضمانت و پشتوانه یک دموکراسی پایدار همین گروههای مردمی کوچک و بزرگ است.در مقیاس بزرگتر مثلا اتحادیه معلمان و اتحادیه کارگران

و اتحادیه دانشجویان و غیره.

در این دنیای گسترش رسانه باید به ماهواره هم اشاره کنیم.هم اکنون هزینه تاسیس یک تلوزیون یا رادیوی ماهواره ایی بسیار کمتر از

تاسیس رسانه مشابه زمینی ان است.در فرستنده زمینی برای هر شهر و روستا باید فرستنده بگذاری اما روی ماهواره با یک هزینه

نه تنها سراسر کشور بلکه حتی یک قاره تحت پوشش قرار می گیرد و باتوجه به پرا کنده بودن ایرانیان بسیار در سراسر جهان تلوزیون

ماهواره ایی مخاطب بیشتری خواهد داشت.تازه در جاهایی همانند تاجیکستان و افغانستان و بحرین و امارات زبان فارسی گسترش فراوانی دارد.

)البته افغانستان و بحرین روزگاری نه چندان دوری قسمتی از خاک ایران بودند که توسط انگلستان از ایران جدا شدند و البته با همت فرزندان

ایران زمین به خاک وطن باز خواهند گشت.(

مثلا روی ماهواره هات برد که محبوب تر است چیزی حدود 950 کانال تلوزیونی رایگان وجود دارد و حدود500 کانال کارتی و پولی.

الان مثلا یک شرکت ایرانی می تواند براحتی با هزینه ماهی حدودا 25 هزار دلار که هزینه ماهواره پخش کننده است برای خود یک کانال

تلوزیونی تاسیس کند.البته خوب یک هزینه اولیه هم هست که برای تاسیسات دفتر تلوزیون و اتاق فرمانش لازم است.اما این هزینه فقط

یکبار است و بعد فقط باید همان هزینه ماهیانه به پخش کننده ماهواره پرداخت شود که ان هزینه هم براحتی از طریق دریافت اگهی پوشش داده

می شود. و چون روی ماهواره مخاطب بسیار بیشتر است درامد اگهی هم بیشتر خواهد بود.و همین رسانه های ایرانی روی ماهواره موجب

شده اند که ایرانیان در سراسر جهان همدیگر را پیدا کنند وازفرهنگ ایرانی خود دور نشوند.

هم اکنون با رقابت شرکتهای خصوصی سرویس دهنده اینترنت در داخل ایران مدام دارد هزینه اینترنت پر سرعت پایین می اید.

تازه اگر حساب کنیم چون اینترنت پر سرعت هزینه تلفن ندارد جمعا از هزینه اینتر نت کم سرعت هم کمتر می شود.و چون 24 ساعته

اتصال بر قرار است می تواند به خوبی جایگزین تلوزیون شود.و بر تری اینترنت بر تلوزیون به خاطر چند رسانه ایی بودنش است.

هم نوشتاری است هم تصویری هم صوتی هم امکان جستجو هست هم امکان نظر دادن و ارتباط دو طرفه و هم امکان ایجاد صفحه شخصی.

و شاید بعضی اهمیت اینترنت پر سرعت را هنوز درک نکرده باشند اما این پدیده همه چیز ما را دگرگون خواهد کرد.البته دگرگونی مثبت

هم روی ساختارجامعه ما هم روی فرهنگ ماهم روی رفتار ما و تمام ابعاد زندگی اجتماعی و شخصی و این اینده روشنی را نوید می دهد....

http://www.bahrammoshiri.com

http://www.goftgoo.com

http://www.hagh100.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 10:31  توسط حقیقت جو | 
قانون قصاص یکی از جنایتهای قانونی است که در ایران امروز اجرا می شود.قانونی وحشیانه و نا عادلانه  که سوغات حمله اعراب
در 1400 سال پیش به ایران است.قوانین  قرون وسطی همچون شلاق زدن و سنگسار و دست بریدن و چشم در اوردن و اعدام و غیره.
در حقیقت اگر تاریخ را بخوانیم قبل از حمله اعراب به ایران 3 سلسله ایرانی هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان جمعا روی هم
چیزی حدود 1500 سال برقرار بوده اند.یعنی ثبات و ارامشی بر ایران برقرار بوده است.اما بعد از حمله اعراب به ایران
مدام در ایران در مدت کوتاهی سلسله پشت سلسله عوض می شد و حتی در دوره ایی بیگانگان بر ایران حکومت کردند.
یک ادعای اعراب این است که قبل از اسلام زنان را زنده به گور می کردند.ایراد اول این است که خوب اگر اینگونه بود که نسل عرب باید
منقرض می شد!ایراد دوم این است که زنانی همچون خدیجه و عایشه و دیگران و حتی زنانی که ادعای پیغمبری می کردند همگی از دوران
قبل از اسلام هستند.سومین ایراد این است که اتفاقا زنان بعد از اسلام زنده به گور شدند.شما نگاهی به این زنان چادری بکنید.
می توان زنده به گوری را در سیمای انها دید.یک گونی و خیمه سیاه به سرشان کرده اند و در گرمای تابستان هم باید با همین وضع
حرکت کنند و ورزش و تحرک و زندگی بر انها حرام شده است.ایا این زنده به گوری نیست؟دیگر بعد از اسلام هیچ زن فرهیخته ایی از بین اعراب
بلند نشد.وقتی که زن را مزرعه می نامند که هر وقت  مردان خواستند به ان وارد شوند!اسلام ورزش زنان را نابود کرده است.جهانگردی را نابود
کرده است.تفریح را نابود کرده است.سواحل زیبای ایران همه متروکه.پارکها همچون شهر ارواح.فقط قبرستانها شلوغ و اباد است و
روضه خوانیها.صد روز سال عزاداری است در حالیکه در ایران  باستان دهها روز از سال جشن بود.سالانه چیزی حدود 2000 میلیارد تومان
صرف هزینه حج و زیارت می شود و در حقیقت به جیب عربهایی می رود که با همین پولها به دختران فقیر تجاوز می کنند.در حالیکه این پول
کلان اگر در داخل ایران خرج شود دیگر خیابانی و بی پناه و فقیر و بیکار نخواهیم داشت.حال قضاوت کنیم این کار عبادت حقیقی است یا ان کار.
همه کسانیکه در این سالها اعدام شده اند همگی به ناحق و ناعادلانه بوده و همه انها باید امروز زنده می بودند و نهایتا حبس می کشیدند.
همه کسانیکه تن لطیفشان زیر شلاق نکبت قوانین عقب مانده اسلامی رفته قربانی طاعون سوغات حمله اعراب شده اند. .چنین توحشی تاریخ به چشم خود ندیده است.
شیطانی ترین قوانین  امروز بر  ایران عزیز ما حاکم است.قوانینی که بوسیدن زن را حرام می داند اما تجاوز به دختر بچه کم سال را
الهی می داند.قوانینی که به خاطر یک رابطه جنسی معمولی  حکم وحشیانه اعدام می دهد.عشق را حرا م می داند.شادی را زشت می داند.
عزاداری را  تشویق می کند.تفریح را محکوم می کند.گونی سیاه بر سر زنان می کشد..ما امروز حمله دوم اعراب را شاهد هستیم.طاعونی که همه جا
را فرا گرفته و هنر ما و سینمای ما و موسیقی ما و تفریح ما و اقتصاد ما و ورزش ما و فرهنگ ما را الوده کرده و تا زمانیکه این طاعون از ایران
نرفته باشد ما روز خوش نخواهیم داشت.در حقیقت استبداد مذهبی بدترین  نوع حکومتی است که می شود وجود داشته باشد.
مثلا استبداد سلطنتی یا کمونیستی و یا نظامی هم دیکتاتوری است اما باز انها یک شادی و تفریح و لذتهایی دارند اما در استبداد
مذهبی  نه ازادی سیاسی وجود دارد و نه ازادی اجتماعی و نه ازادی حتی خنده!!
اما خوشبختانه بیداری ایرانیان و رنسانس ایرانی اغاز شده است.ایرانیان دیگر معتقد شده اند به یک جمهوری دموکراتیک سکولار
که در ان قانون اساسی بر اساس دانش روز  تدوین  شود.و همه طاعونهای فکری  کنار برود.
بر خلاف کسانی که می گویند در صورت دموکراتیک شدن ایران دیگر ما نباید به عقاید دیگران کار داشته باشیم خیلی ها هم معتقدند که
البته نه از نظر فیزیکی اما از نظر بحث و. نقد باید همه اندیشه ها مورد نقد قرار بگیرد چون همین نقد نشدن بود که کار ما را به استبداد کشاند./
اگر یک عقیده واقعا حقیقت دارد پس باید بتواند همه سوالها را جواب بدهد و موی لای درزش نرود  پس نباید باکی از مناظره و نقد داشته باشد.
این عقاید طاعونی همواره از نقد شدن و بررسی و موشکافی فرار کرده اند اما در این دنیای گسترش رسانه ها  و ازاد ی اطلاعات
دیگر هیچ عقیده ایی از نقد و بررسی مصون نخواهد ماند.و در چنین فضایی تنها عقایدی باقی خواهند ماند که منطق درست داشته باشند و
به حقیقت نزدیک باشند.استبداد موجب مش ود که یک عقیده بی ارزش بر همه چیز حاکم شود.اما اگر دموکراسی برقرار باشد  مثلا
اگر هر عقیده برای خود تلوزیون و رادیو وروزنامه و سایت داشته باشد ان وقت وقتی مردم عقاید منطقی و حق را ببینند دیگر خود به خود
عقاید غیر منطقی و نا حق منزوی و نابود می شوند.برای همین است که صاحبان عقاید بی ارزش و غیر منطقی از دموکراسی می ترسند.
البته فراموش نکنیم ریشه گسترش خرافات در منطقه ما بر می گردد به سیاستهای قدیم انگلستان در 200 سال اخیر.البته امروز دیگر
انگلستان کشور ضعیفی است و جز یک جزیره مریز بد اب و هوا بامردمی احمق چیزی نیست اما خوب هنوز اثرات ان سیاستها از بین نرفته
و طول خواهد کشید.اما واقعا ننگ اور است که ما صد سال پیش نویسندگانی مثل صادق هدایت و کسروی و ادمیت داشته ایم و مشروطه  داشته ایم
و امروز با عقب گرد به 1400 سال پیش باز گشته ایم.حتی در زمان هخامنشیان قواین کشور بسیار مترقی تر از امروز بوده است!
به گونه ایی که کتیبه کو.روش در زمینه حقوق بشر زبانزد خاص و عام است.یعنی رنسانس ما قبل از قرون وسطی و تحجر ما بوده است!
همه این عقب گرد هم به خاطر وجود مدارس مذهبی و مساجدی است که در انها مغزهای جوانان شستشو می شود و همین افراد
تبدیل به نیروهای مخرب متحجر و بنیاد گرا می شوند.در اینده ایران باید این مدارس مذهبی و حوزه های فیضیه و اینگونه جاها تعطیل شود
و فقط مدارس و دانشگاهها عرفی و استاندارد و علمی بر قرار باشد.شما تصور کنید که اگر همه اخوندهای تاریخ از همه ادیان را
جمع کنیم حتی  به اندازه یک  کارگر ساده برای بشریت مفید نبوده اند.یا مثلا ادیسون را در نظر بگیریم.او چیزی حدود 2500 اختراع ثبت کرده
بوده است که معروفترینش برق است.حال مقایسه کنید که نتیجه کار این دانشمند برای بشریت و رفاه انسان چه بوده و نتیجه کار اخوندهای تاریخ
از هر دینی چه بوده.تازه سود که نداشتن هیچی موجب اختلاف و جنگهای صلیبی هم شده اند.چه کشته ها که بر سر اختلاف بین شیعه و سنی
و مسیحی و مسلمان و یهودی و غیر یهود شد.مثلا فقط انتی بیوتیک که توسط دانشمندان تهیه شد تا کنون جان میلیونها نفر را نجات داده است.
البته معنوتی حقیقی برای زندگی لازم است معنویتی که به دور از خرافات است و در چیزهایی مثل  هنر و موسیقی و شعر و مهر
و نیکی و شادی و این گونه چیزها یافت می شود.در حقیقت ادیان خرافی معنویت حقیقی را از مردم  دور نگاه داشته اند.
یک دیندار خرافی نمی تواند در یک شب پر ستاره به اسمان نگاه کند و ذهنش بدور از خرافات تقلیدی  در عمق هستی فرو برود و
اندیشه اش پرواز کند.مثلا حیوان  معصوم را ذبح می کنند تا معنوی شوند در حالیکه نوازش و محبت به حیوان معنویت است نه کشتن
بی رحمانه او.یا مثلا با انجام یک فرمول ثابت دولا و راست شدن ادم معنوی نمی شود بلکه این کاریکاتور معنویت است .
معنویت حقیقی خود به سراغ ادم می اید نه اینکه انسان با فرمول دنبالش باشد.مثلا هنگام مرگ یک عزیز و خویشاوند تمام فضای فکری ادم از معنویتی
پر می شود که خودش بر ما احاطه یافته و ما با فرمول  اینگونه نشده ایم.یا مثلا قدم زدن در ساحل در یایی که غروب افتاب را
در کنار دارد.اما اگر ذهن ما از خرافات پر باشد هیچ گاه معنویت حقیقی را در ک نخواهیم کرد.
این اصل را در نظر داشته باشیم که هیچ چیز را تقلیدی  نپذیریم  و همیشه یک کلمه"چرا" در اول هر حرفی و ادعایی بیاوریم تا
دلیل و برهان منطقی و درستی در جواب  کاوش کنیم.این مغز ما همچون کامپیوتر باید از ویروسها پاک شود و گرنه کارایی خود را از دست می دهد...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 16:41  توسط حقیقت جو | 
ميزان اقتدار و ثبات هر دولتي به ميزان رضايت مردم بستگي دارد.مثلا محمد رضا پهلوي  مدام اسلحه خريداري مي کرد و تصور مي کرد
که هر چه  سلاح بيشتري داشته باشد قدرتش بيشتر مي شود اما در اولين طوفان دولتش فرو ريخت چون رضايت مردم نبود و دولتش
ديکتاتوري بود.حال ما در اينجا سعي مي کنيم چند پيشنهاد به دولتمردان امروز ايران بکنيم تا با انجام اين تغييرات رضايت مردم
را بدست اورند و در نتيجه  ايران با ثبات و مقتدر شود.=
پيشنهاد اول=بي ثبات ترين و متزلزل ترين سيستمهاي حکومتي  سيستم ديکتاتوري و غير منتخب است.بايد مقامات غير انتخابي از
قانون اساسي حذف شود.يک نهاد رياست جمهوري باشد.يک نهاد قانون گذاري يعني پارلمان باشد.يک نهاد دادگستري باشد.همچنين
شوراهاي شهري.ديگر غير از اين نهادها نبايد نهادهاي ديگري غير منتخب و قدرتمند وجود داشته باشد.يک پيشنهاد خوب هم اين است که
شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت و شوراي انقلاب فرهنگي و اينگونه شوراهاي مشابه همگي در هم ادغام شوند و  تشکيل
يک مجلس سناي عرفي همانند ديگر کشورهاي دموکراتيک را بدهند.البته سناتورهاي اين مجلس سنا بايد با راي مردم هر دوره انتخاب شوند
و وظايف مجلس سنا هم که مشخص است.امکان ندارد با وجود مقامات غير انتخابي کشور به ثبات و ارامش سياسي برسد.پس اين قدم اول است.

پيشنهاد دوم=قانون اساسي  و قوانين اجتماعي و مطالب اموزشي مدارس همگي بايد بر اساس علوم روز و اکادميک تدوين شود.
نبايد نظرات مذهبي را در اينها دخالت داد.تازه ما يک مذهب که نداريم.صد مدل مذهب داريم.ما بايد يک واتيکان اسلامي همانند اروپا در شهر قم
ايجاد کنيم و اين اسلاميون و مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان و غيره بروند قم و همچون واتيکان انجا مرکز دين و مذهب شود.
قانون کشور بايد علمي و اکادميک تدوين شود.بخصوص مطالب اموزشي مدارس و دانشگاهها.

پيشنهاد سوم=قانون قصاص بخصوص حکم اعدام بايد هر چه سريع تر لغو شود.قوانين دادگستري بايد عرفي و علمي و بر اساس حقوق
اساسي بشر و عادلانه باشد.اين قانون عقب مانده قصاص بزرگترين لطمه به حيثيت نظام سياسي کشور است.همچنين قوانين
عقب مانده ايي همچون حجاب زوري و نيز سخت گيريهاي مذهبي.الان کشور ما به خاطر همين سخت گيريهاي مذهبي
از ميلياردها دلار درامد جهانگردي محروم شده است همچنين موجب فرار سرمايه گذاران شده است و نيز فرار مغزها.
سر مايه گذار جايي زندگي مي کند که بتواند  تفريح هم داشته باشد.اين همه سواحل و جزاير زيبا و مناطق باستاني ايران دارد
اما به خاطر قوانين مذهبي متروکه مانده است. در حاليکه همين جهانگردي  مي تواند حتي بسياري از مشکلات بيکاري کشور را حل  کند
يا مثلا ميزباني  مسابقات ورزشي و مراسم فرهنگي به ايران داده نمي شود کافي است بدانيم که کشور المان از ميزباني بازيهاي جام جهاني
فقط 10 ميليارد يورو سود داشته حالا بگذريم از تبليغات جهانگردي که براي  کشورش شد که بعدها درامد کلاني برايش خواهد داشت..
سکولاريسم محترم نگه داشتن دين است.چون اگر دين خود را قاطي
همه مسائل بکند به سرعت مورد توهين و تهمت و سقوط قرار مي گيرد.اگر وضع همين جوري که الان هست پيش برود ما شاهد
يک راديکاليسم ضد مذهبي در اينده ايران خواهيم بود که حتي بردن نام دين هم تحمل نخواهد شد.

پيشنهاد چهارم=تامين اجتماعي بايد گسترده شود.بايد به ازکارافتادگان و بيکاران و زنان و کودکان بي سر پرست حقوق ماهيانه
پرداخت شود و زير پوشش بيمه درماني قرار بگيرند.هر شهروندي بايد از شرايط اوليه يک زندگي سالم از جمله خانه و غذاي خوب
و بهداشت و درمان و تفريح بر خوردار باشد.

پيشنهاد  پنجم=تاسيس راديو تلوزيون خصوصي در داخل کشور ازاد شود تا گسترش رسانه هاي خصوصي و رقابتي هم موجب سرگرمي مردم شود
و هم فضاي ابراز ازادانه عقايد و تبادل انديشه فراهم شود.از نشانه هاي يک جامعه خوشبخت و سالم بودن رسانه هاي ازاد است.
هم اکنون انحصار راديو و تلوزيون موجب گرايش روز افزون مردم به ماهواره شده است.در حاليکه بر روي کانالهاي ماهواره هيچ
نظارتي نيست و مي توانند حتي بر عليه منافع ملي کشور برنامه بسازند.در حاليکه وجود يک رسانه خصوصي در داخل کشور همراه با نظارت
خيلي بهتر از رسانه ماهواره يي بدون نظارت است.البته ماهواره چيز بدي نيست چون موجب شده که ايرانيان در هر جايي از جهان هستند
بتوانند برنامه هاي ايراني ببينند.و پيش بيني مي شود که به مرور همه رسانه ها ماهواره ايي شوند چون روي ماهواره مخاطب
همه جهان است و اما با فرستنده هاي زميني منطقه محدودي پوشش داده مي شود.اين مسئله راديو و تلوزوين خيلي مهم است چون رابط بين دولت
و مردم است.الان بزرگترين ضربه به حيثيت دولت همين صدا و سيماي خشک مقدس يک طرفه غير ازاد است.حتي اگر برنامه هاي
صدا و سيماي دولتي بهترين باشد باز هم مردم استقبال نمي کنند چوت زوري است.

پيشنهاد ششم=رفتار پليس با مردم بسيار زننده و بد است.بايد بسيج در پليس ادغام شود و پليس علمي و اکادميک شود و نه عقيدتي.
حتي کي  توهين کوچيک مو جب مي شود  که يک فرد يک عمر دشمن نظام سياسي کشور شود.يک نفر بود که به خاطر توهين از طرف يک بسيجي
در کوههاي شمال تهران با شور و انگيزه فراوان دهها سايت عليه نظام سياسي کشور ساخته بود و از صبح تا شام با خشم عليه
حکومت مطلب مي نوشت و تبليغ مي کرد.تحقير بزرگترين کارخانه دشمن سازي است.حتي جنگ جهاني دوم به خاطر تحقير المان در پايان جنگ جهاني اول
شروع شد.


پيشنهاد هاي ديگري هم هست که در اينده مطرح مي شود.اگر اين پيشنهادها اجرا شود مي شود که اميدوار بود که ما به يک اشتي ملي سراسري
دست يابيم و کشورمان با ثبات و ارامش سياسي  به سوي اباداني و خوشبختي پيش برود.اگر بخواهيم همه اين پيشنهادها را خلاصه کنيم
مي شود=جمهوري دموکراتيک  جدا از مذهب(سکولار)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 9:3  توسط حقیقت جو | 
کتاب صوتی یا کتاب گویا ابتکاری است که اخیرا توسط عده ایی ادم خوش ذوق به کار گرفته شده تا کسانیکه حوصله خواندن مطلب
چاپی را ندارند اما به دانش کتابها نیاز دارند بتوانند براحتی با گوش دادن به سادگی مطالب کتابها را دریافت کنند.یعنی یک
نفر که صدای خوشی دارد کتاب را می خواند و صدای خود را ضبط می کند و این صدای ضبط شده براحتی می تواند
همانند یک اهنگ توسط دیگران دانلود شود و بار ها کپی شود و پخش شود.و در ماشین و در منزل و محل کار براحتی همچون
یک اهنگ کتاب را گوش بدهند.یعنی اینجوری حتی کسانیکه سواد خواندن ندارند می توانند از طریق گوش دادن مطالب کتابها را
دریافت کنند.البته این بیشتر برای کسانی خوب است که حوصله خواندن مطلب چاپ شده را ندارند و اینگونه  می توانند حتی
براحتی دراز بکشند و صدای خوشی برای انها کتاب را بخواند!اینگونه ما می توانیم بخش بزرگی از مشکل کمبود مطالعه کتاب
در جامعه خودمان را حل کنیم.حال همه  می توانند در این حرکت بزرگ فرهنگی مشارکت کنند.می پرسید چگونه؟خیلی ساده است.
هر کسی می تواند یک کتاب را بخواند و از طریق میکروفون کامپیوتر خود صدای خود را ضبط کند.برای ضبط صدا هم نرم افزارهای
فراوانی وجود دارد همانند jet audio
پس از ضبط کردن صدا هنگام خواند ن کتاب در میکروفون حالا فایل ضبط شده را که حجم زیادی دارد برای سهولت دانلود توسط دیگران
براحتی توسط نرم افزارهای مختلف از جمله همان جت اودیو فشرده سازی mp3 می کنیم.mp3.
 حال فایل صدای ضبط شده را که فشرده سازی شده و حجم کمی پیدا کرده براحتی می توانیم در هر وبلاگ و سایتی قرار دهیم تا
دیگران بتوانند انرا دانلود کنند.البته تا کنون چنیدن سایت مرکزی برای دریافت این کتابهای صوتی تاسیس شده است که براحتی
می توان از طریق جستجو پیدا کرد.و هر کس هم می تواند مستقلا در یک وبلاگ و یا سایت برای خود کتابخانه ایی از کتابهای صوتی
را ایجاد کند  تا دیگران  بتوانند انها را دانلود کنند.مطمئنا چنین سایتی بسیار پر بیننده خواهد شد.و صاحب سایت می تواند
درامد زیادی از طریق دریافت اگهی هم داشته باشد.
یکی از دوستان هم پیشنهاد داده بود که حتی با کمک و همیاری فرهنگ دوستان یک رادیو  روی ماهواره تاسیس شود که نسبت به تلوزیون
هزینه بسیار کمتری دارد. و این رادیو نام رادیو کتاب به خود بگیرد.که مجریان رادیو کتابهای خوب را بخوانند و شنوندگان هم بشنوند و هم
اگر خواستند از رادیو ضبط کنند.و البته در این رادیو چند برنامه هم به نقد و بررسی کتابها و مصاحبه با نویسندگان اختصاص یابد.
البته رادیوی اینترنتی هم می شود که هزینه بسیار کمتری دارد.اما خوب به هر حال  حتی در صورت تاسیس چنین رادیویی
باز لازم است که فایل کتابهای صوتی در اینترنت برای دانلود عموم در دسترس باشد .
جوانان ما این همه وقت خود را صرف دانلود اهنگها در اینترنت می کنند البته خوب است و هیچ عیبی ندارد.در بین این اهنگها
چند فایل کتاب صوتی  هم دانلود کنند و گوش کنند .فراموش نکنیم که جهان هر کس در گستره اندیشه  اوست.یعنی هر چه اندیشه ما
بیشتر رشد کرده باشد زندگی و جهان ما هم بزرگتر و وسیع تر خواهد شد.و در هر جای زندگی نیاز به اندیشه درست است.
در هر شغلی که باشیم نیاز داریم که جهان بینی درست داشته باشیم.بدون جهان بینی درست اصولا زندگی جز سر گردانی نیست.
بسیار افرادی که پیر شدند و نفهمیدند که اصلا زندگی چی بود و چی شد و حیران و مبهوت رفتند.
برای شکل گیری یک جهان بینی درست در ما نیاز داریم که بسیار کتاب بخوانیم.البته کتابهای خوب و پر محتوا.در کشور عزیز ما
کتاب خوانی کم است که نشات از عدم  میل مردم و کم حوصلگی نسبت به مطالب چاپی و نوشتاری است که با پیشنهاد
 بالا قسمت بزرگی از این مشکل حل می شود به صورتی که حتی در ماشین  و قطار هم بشود به کتاب گوش داد!
و ما با داشتن ملتی که کتابهای زیادی را دریافت کرده باشند مسلما جامعه بهتر و خوشبختری خواهیم داشت که سودش به همه می رسد....
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 16:27  توسط حقیقت جو | 
چند مساله تاريخي است که ما ايرانيان بايد با خود حل کنيم تا همبستگي ملي ما بيشتر شود.مختصر در اين گفتار به اين مسائل مي پردازيم:
مسئله اول=پرچم ملي ايران همراه با آرم شير و خورشيد است.بعضي تصور مي کنند که اين پرچم شيرو خورشيد فقط متعلق
به سلطنت پهلوي بوده است در حاليکه اگر ما تاريخ ايران باستان را خوانده باشيم و حتي در شاهنامه فردوسي مشاهده مي کنيم
که شير و خورشيد دو سمبلي بوده اند که همواره در تاريخ ايران به عنوان نمادهاي شجاعت و روشنايي حضور داشته اند.
ايرانيان که براي اتش و روشنايي ارزش بالايي قائل بودند خورشيد را به عنوان سمبل اتش و روشنايي مي دانسته اند.و شير هم سمبلي
 از شجاعت و دلاوري بوده است.البته اين شمشيري که تازگي به دست اين شير داده اند جعلي است و در زمان اغا محمد خان قاجار
به ان اضافه شد  که حتي در قانون مشروطه هم فقط به شير و خورشيد اشاره شده است.يک شير دلاور ديگر نيازي به شمشير ندارد.
ضمن اينکه شمشير خشونت اميز و وحشيانه است.پس اين پرچم شير و خورشيد ايران ربطي به سلطنت استبدادي پهلوي ندارد
و بايد به عنوان پرچم ملي ايران پذيرفته شود.

 مسئله دوم=سرود ملي ايران که همگي گروهها و افکار بر  سر ان اتفاق نظر و وحدت دارند سرودي است که
اينگونه اغاز مي شود={اي ايران اي مرز پرگهر اي خاکت سر چشمه هنر...}و سرودهاي ديگر جعلي است و حزبي.
پس توافق کنيم که اين سرود که سابقه بسيار طولاني هم دارد و در کلام ان فقط ايران مطرح است و هيچ اشاره به حزب و گروه
خاصي نيست به عنوان سرود ملي ايران پذيرفته شود.

مسئله سوم=بايد همه گروهها توافق کنند که کتابهاي درسي مقاطع مختلف از ابتدايي تا دانشگاه از هر گونه ايده ئولوزي و عقيده
و مکتب خاص پاک شود و کاملا علمي و بر اساس دانش روز باشد و هر گونه مذهب و مکتب و عقيده سياسي از دروس دانش اموزان
دور باشد.چون اموزش ستون جامعه است و افراد را براي ادامه حيات جامعه پرورش مي دهد .


مسئله چهارم =توافق بر سر سیستم حکومتی جمهوری دموکراتیک سکولار است.همه مدلهای دیگر حکومتی شکست خورده و بی ثبات
هستند و باز منجر به دایره باطل انقلاب می شود.همه کسانی که ادعای لیاقت دارند در انتخابات ازاد هر چهار سال شرکت
کنند و در دولت و پارلمان و شورای شهری شرکت کنند.در ضمن بهتر است که به جای اسم عربی مجلس ما پارلمان خودمان را
به نام ایرانی "رایستان"بنامیم ..بهتر است که ما سه حزب اصلی داشته باشیم.


 مسئله پنجم=شرق زدگی ویا غرب زدگی هر کدام مخالفان و موافقان خود داشته است.اما اصل این است که اندیشه مکان و زمان
ندارد .باید دید که حرف چیست و اندیشه چه می گوید حالا از هر جایی باشد و برای هر زمانی باشد.دورترین کشورهای جهان نسبت
به ما اندیشمندان بزرگی داشته اند که به تمدن انسان کمک بزرگی کرده اند.پس نباید اندیشه کسی را به خاطر موقعیت جغرافیایی
کشورش نفی کرد.چه حالا غرب باشد و چه شرق.اشتباه کسانی همچون جلال ال احمد این بود که از ترس غرب زدگی دچار
عرب زدگی و عوام زدگی شدند.


مساله ششم=هر اندیشه ایی باید ازاد انه نقد و بررسی شود و هیچ مانعی نباید بر سر این کار باشد حالا چه نقد دین و مذهب باشد و
چه نقد مکتب فکری و عقاید مختلف باشد  و چه نقد یک شخص و فرد باشد.پیشرفت جامعه در گرو ازادی نقد و بررسی همه
چیز است.نقد کردن بد گویی نیست بلکه عیار سنجی مرغوبیت یک اندیشه یا عقیده یا شخص است.یعنی هم خوبیها گفته می شود و هم نواقص
و نقدی خوب است که پیشنهادات خوبی برای برطرف کردن نواقص هم بدهد.


مساله هفتم=سوسیالیسم دو مدل است.یک مدل سوسیال دموکرات مثلا همانند حزب سوسیال دموکرات کشور سوئد .در این مدل
حزب سوسیال دموکرات در کنار دیگر احزاب در انتخابات ازاد هر چهار سال شرکت می کند و به میزان رای مردمی خود در قدرت
مشارکت می کند.بنابراین سیستم تک حزبی و دیکتاتوری کمونیستی را رد و نفی می کند.در ضمن با تاکید بر تامین اجتماعی
قوی و حمایت کامل از قشرهای کم درامد جامعه اما در عین حال مخالفتی با بخش خصوصی و مالکیت ندارد.بلکه تاکید می کند
که با وضع مالیات مناسب بر شرکتهای پر درامد و تخصیص این مالیات به قشرهای کم درامد عدالت اجتماعی بر قرار می شود.
یعنی به جای اینکه فقر را عمومی کنیم ما رفاه را عمومی می کنیم.همچنین شرکتهای سهامی عام یک نوع تلفیق و مخلوطی از
سرمایه داری و سوسیالیسم است.یعنی یک نوع سرمایه داری عمومی که همه مردم در سود و زیان شرکتها سهیم می شوند وحتی
مثلا کارگران همان کارخانه سهام کارخانه خود را دریافت می کنند تا  در سود و زیان کارشان سهیم باشند.اما این اصل
تاکید می شود که انحصار اقتصادی در دست دولت نباید باشد و رقابت بخش خصوصی موجب کاهش قیمت و افزایش کیفیت
محصولات و خدمات می شود که به نفع مردم است.اگر خوب دقت کرده باشیم متوجه می شویم که اصولا ازادی سیاسی در گرو ازادی اقتصادی
در جامعه است.هر شرکت خصوصی برای خود یک نوع دولت کوچک است.و این یعنی تقسیم قدرت دولت.اما اگر یک دولت بزرگ
وجود داشته باشد که همه اقتصاد را درست داشته باشد ان وقت همه جیره خور و حقوق بگیر دولت می شوند و این یعنی اینکه از نظر
سیاسی هم باید دنباله رو دولت باشند.پس ازادی اقتصادی تضمین ازادی سیاسی است.البته باید  مراقب بود که انحصار خصوصی ایجاد نشود.
یعنی هر شاخه از اقتصاد و وتجارت مثلا اتوموبیل سازی حد اقل در اختیار 3 یا بیشتر شرکت خصوصی باشد.چون انحصار خصوصی
حتی از انحصار دولتی هم بد تر است.سوسیال دموکراسی هم وطن خود را دوست دارد و هم دیگر انسانهای جهان را.یعنی مثل
بهضی کمونیست های قدیم نیست که خود را نوکر شوروی می دانستند و به مملکت خود خیانت می کردند.دوست داشتن همه جهان اول از
کشور خود ادم شروع می شود.شیپور را که از دهن گشادش فوت نمی کنند!
سوسیال دموکرات برای بیکاران مستمری تعیین می کند.برای بیمارن و از کار افتادگان همچنین.برای کارگران قانون کار مناسب
و حمایت کننده پیشنهاد می کند و همه گونه بیمه و تامین اجتماعی قوی و سراسری برای افراد کم درامد در نظر می گیرد
اما در عین اینها به رقابت بخش خصوصی و به انتخابات ازادو به عشق به وطن نیز اعتقاد دارد.یعنی تلفیقی از نظام سرمایه داری
و نظام کمونیستی افراطی.اما انها که کمونیست مدل استالینی هستند و در اندیشه دیکتاوری سرخ و انحصار سیاسی و اقتصادی
هستند هیچ گاه موفق نخواهند شد و اگر هم روزی بر کشوری مستولی شوند حتما شکست خواهند خورد و سقوط خواهند
کرد چون اندیشه شان غلط و فانی است.

مساله هشتم=ما یک ملت ایران داریم که دارای اقوام گوناگون است.و این اقوام چند هزار ساله  شهروند چند هزار ساله ایران هستند.
چندی است که بیگانگان در رسانه های ماهواره ایی و غیره تبلیغ می کنند که این اقوام اصیل ایرانی را بیگانه با ایران زمین نشان دهند.
این ادعا در حالی است که خود این بیگانگان یک غریبه خارجی را به کشور خود می اورند و بعد از چند سال به او حق تابعیت و
شهروندی می دهند حالا ادعا می کنند که اقوام چند هزار ساله ایرانی ما ایرانی نیستند!!چه ادعای مسخره و احمقانه ایی.
حالا که اینها می دانند در رویارویی مستقیم با ملت شریف ایران حتما شکست خواهند خورد روی به توطئه و دسیسه برای ایجاد اختلاف
قوی یا مذهبی در ایران اورده اند.البته این بیگانگان حسودی می کنند چون کشور خود انها سابقه کوتاهی دارد.اما ایران زمین فقط
بیش از 10 هزار سال تاریخ مکتوب دارد.وبیگانگان دوست دارند که کشورهای دیگر مدام کوچک و کوچکتر بشوند تا اینگونه
راحت تر بتوانند بر انها سلطه پیدا کنند .اما اگر یک کشوری بزرگ باشد و ارتش قوی داشته باشد دیگر باج به انها نمی دهد.
به کوری چشم این بیگانگان ما فرزندان ایران زمین در اینجا اعلام می کنیم که حتی ما بحرین و افغانستان و منطقه قفقاز را
که در گذشته از ایران جدا شده اند به خاک شریف ایران زمین باز خواهیم گرداند و دست توطئه هر اهریمنی را هم قطع خواهیم کرد.
در ضمن بسیار مهم و ضروری است که دولت ایران طی یک طرح جامع ترکیب جمعیتی مناطق مرزی کشور را تغییر دهد یعنی
به جای اینکه در این مناطق مرزی فقط یک قوم خاص ساکن باشد مخلوطی از اقوام ایرانی بخصوص اقوام مرکزی ایران ساکن باشد.
چون ما این ما هستیم که باید خودمان را محکم کنیم این بیگانگان از هر سوراخی تبلیغات شوم خود را انجام خواهند داد.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 14:0  توسط حقیقت جو | 
تمرکز و مسیر تمام آزادی خواهان باید روی نفی و کنار زدن استبداد باشد.استبداد از هر نوع و مدلی.چه استبداد مذهبی باشد
و چه استبداد کمونیستی باشد و چه استبداد سلطنتی باشد و چه استبداد نظامی و سایر انواع استبداد.ما باید برای رسیدن به یک جمهوری
دموکراتیک سکولار تلاش کنیم.واقعا جای تعجب دارد که بعضی از گروهها استبداد مذهبی اکنون در ایران را نفی می کنند
اما در اندیشه بر قراری استبداد مدل خود هستند.حال در این گفتار تلاش می کنیم یک نگاه مختصری به احوال امروز احزاب و گروهها و گرایشهای فکری امروز ایران در داخل و خارج کشور بپردازیم:
اول=سازمان مجاهدین خلق :این گروه از ناحیه رهبری غلط رجوی بسیار ضربه خورده است.
حالا اگر از مسئله خیانت در جنگ با عراق و همکاری با صدام بگذریم مکتب فکری رهبری این سازمان تبدیل به یک شتر گاو پلنگ
 شده است.هم گوشه ایی از سوسیالیسم را دارد.هم گوشه ایی از اسلام را دارد.هم گوشه ایی از ملی گرای و اینها را با هم
مخلوط کرده است.مکتب فکری رهبری مجاهدین از تحولات فکری نسل امروز ایران عقب مانده است.عجیب است که زمان انقلاب 57
که توده مردم بیشتر مذهبی بودند مجاهدین کمونیست بود و حالا که توده مردم سکولار هستند مجاهدین تازه یاد اسلام افتاده است!
سازمان مجاهدین چند ایراد اصلی دارد.اول اینکه خیانت این سازمان در زمان جنگ با عراق بخشودنی نیست.دوم اینکه
حدود 70% جمعیت کشور زیر 30 سال سن دارند که بیشتر سکولار هستند و اندیشه های مذهبی مجاهدین هیچ جذابیتی برای انها
ندارد.ایراد سوم هم ساختار استبدادی مجاهدین است.این سازمان همه جوره فدای رجوی است و احتمالا در اندیشه سلطنت رجوی
در اینده هستند!اینها استبداد ولایت فقیه را نفی می کنند اما استبداد مدل خود و و لایت فقیه رجوی را جایز می دانند!بدون نظر مردم هم
رییس جمهور انتخاب کرده اند!البته همه می دانند که مریم رجوی پادو و عروسک مسعود رجوی است.
دوم=سلطنت طلبان:این طیف به دو دسته تقسیم می شوند.دسته ایی که واقعا معتقد به نظام پادشاهی مشروطه دموکرات هستند.
و دسته دیگر که بیشتر طرفداران پهلوی هستند معتقد به استبداد سلطنتی رضا پهلوی همچون هزاران سال پیش هستند.خوب تکلیف دسته دوم
که کاملا مشخص است!اما در مورد دسته اول باید گفت که فرهنگ پادشاهی دموکراتیک در ایران وجود ندارد.صدها سال امتحان
شد و دیکتاتوری بود.مهم تر اینکه از نظر فلسفی هم پادشاهی و سلطنت غلط و باطل است.چه دلیلی دارد که یک خانواده با دیگر
افراد جامعه فرق داشته باشند و تبعیض قائل بشویم؟یک خانواده مفت خور را ان بالا بنشانیم و هر روز هم هراس داشته باشیم
که مبادا دوباره همانند 28 مرداد 1332 با همکاری بیگانه کودتا کنند و دموکراسی را از بین ببرند.یعنی ملت پول عیاشی
یک خانواده مغرور را بدهند و تازه مراقب باشند که انها دیکتاتور  نشوند!برای ما مثال بعضی کشورهای اروپایی را می اورند.
اول اینکه که گفتیم فرهنگ پادشاهی دموکرات در اینجا وجود ندارد. دوم اینکه اگر حتی همه کشورهای دنیا هم پادشاهی بودند
باز چون این پادشاهی از نظر فلسفی و عدالت و حقیقت غلط و باطل است باز ما همین حرف را می زدیم.تازه مثلا ببینید
که کشور اسپانیا که پادشاهی است چندین استانش می خواهند جدا شوند چون قبول ندارند زیر پرچم پادشاهی از قوم غیر خودشان باشند.
در انگلستان هم همینطور.ایرلندیها هیچ گاه پادشاهی ملکه الیزابت انگل را قبول ندارند .در حالیکه می بینیم که امریکا که جمهوری است
چندین ایالت جدید را به خود اضافه کرد و از همین مناطق جدید تازه اضافه شده مثل تگزاس رییس جمهور هم انتخاب می شود.
خوب وقتی مردم می بینند تبعیضی نیست حتی اضافه هم می شوند .پادشاهی یک سنت عقب مانده و شوم قرون وسطی است.
جمهوری دموکراتیک سکولار بهترین سیستم حکومتی هم از نظر فلسفی و هم از نظر عدالت و هم از نظر سیاسی است.
بعضی طرفداران پهلوی انقدر پر رو هستند که بعد از سالها چاپیدن منابع کشور از مردم طلبکار هم هستند!
انها فکر می کنند مملکت عزیز ایران ملک شخصی اعلیحضرت بوده است!مملکت مال همه است به صورت برابر.و هیچ کس
بالاتر نیست و هیچ مقام غیر انتخابی قدرتمند هم نباید وجود داشته باشد.رضا خان که منتخب انگلستان بود و با کودتای
انگلیسی بر سر کار امد و زیر قرارداد ننگین نفت را برای سی سال امضا کرد و مشروطه را تعطیل کرد و ازادی خواهان
را نابود کرد.محمد رضا پهلوی هم باز منتخب انگلستان بود و با کودتای انگلیسی و. امریکایی دموکراسی ایران را تعطیل کرد
و استبداد شوم ساواکی را بر پا ساخت.معلوم نیست با چه رویی رضا پهلوی که میراث شوم همان کودتا چیان پهلوی است
در رسانه ها حاضر می شود و با طلبکاری و غرور سخنرانی می کند.دیگر ملت شریف ایران چوپان بالای سر خود نمی خواهند.
چه ولایت فقیه باشد و چه شاه باشد و چه رجوی و چه استبداد کمونیستی.ما یک جمهوری دموکراتیک سکولار می خواهیم
که در این یک رییس جمهور هر چهار سال با رای مستقیم مردم انتخاب شود و بالا تر از او کسی نباشد و در مقابل پارلمان
منتخب مردم پاسخگو باشد.سلطنت طلبان میلیاردها دلار پول را از ایران خارج کردند و با همین پول دزدی در خارج از کشور رسانه
تاسیس کردند و باز مجیز گویی و دروغ گویی در باره استبداد پهلوی را از نو اغاز کردند.با حیله گری می گویند که
چون استبداد اخوندها خیلی بد است پس استبداد ما خیلی خوب بوده است!مثلا ساواک انها شیک تر شکنجه می کرد!
تازه در زمان استبداد پهلوی بحرین توسط انگلستان حروم زاده از ایران جدا شد  و اینها هیچ غلطی نکردند.

سوم:گروههای چپ=ما دو دسته گروه چپ داریم.گروهی هستند که معتقد به یک سوسیال دموکراسی و شرکت در انتخابات ازاد
در کنار دیگر احزاب هستند.این گروه کاملا مقبول و معتبر هستند.اما گروهی هم هستند که در اندیشه یک کمونیست مدل استالینی
هستند یعنی تک حزبی.این دسته باطل و مردود هستند.ما باید به این بلوغ فکری رسیده باشیم که در کشور باید همه احزاب
در انتخابات ازاد دوره ایی برای دولت و پارلمان و شورای شهر شرکت کنند و به میزان رای مردمی خود در قدرت شرکت کنند.
نمی شود که یک اندیشه و یک گروه تمام قدرت را برای خود قبضه کنند.اینگونه ثبات و ارامش نخواهد بود و انقلاب خواهد شد.
اما اگر انتخابات ازاد با حضور همه گروهها باشد مردم به جای انقلاب رای می دهند.البته برای ایجاد انگیزه بیشتر
در احزاب کوچک بهتر است که همه کابینه دولت در اختیار حزب اکثریت قرار نگیرد بلکه کابینه بین احزابی که بالای 5% رای
مردمی دارند تقسیم شود و هر حزب به میزان درصد رای مردمی وزارتخونه بگیرد.مثلا اگر 20 وزارت خونه داریم و یک حزبی
 حدود 15% رای اورده به این حزب 3 وزارت خونه تعلق بگیره.یعنی کابینه هم مثل کرسیهای مجلس بشه تا تقسیم قدرت عادلانه
 باشد.اینگونه احزاب کوچک هم فرصت می یابند که در دولت مشارکت کنند و همبستگی جامعه بیشتر می شود.و حتی یک رای ارزش
 بالایی پیدا می کنه.

چهارم:احزاب مذهبی داخل کشور=به هیچ وجه مسئله دین نباید در کار دولت و مجلس و قانون اساسی دخالت داده شود.
اول باید این سوال را پرسید که کدام دین؟خود مذهب شیعه دهها شاخه متنوع دارد که همگی هم فقط خود را حقیقت می دانند.
مذهب سنی هم چهار شاخه دارد.دینهای دیگر مثل مسیحیت و زرتشتی و یهودیت و تازه عده زیادی هم بی دین هستند.
دین یک مسئله شخصی بین فرد و معنویت اوست.حتی ممکن است به تعداد انسانهای روی کره زمین ما مذهب داشته باشیم.
بعضی ترکیباتی همانند روشنفکری دینی یا دموکراسی دینی مطرح می کنند.این ترکیبات کاملا متضاد و جمع اضداد است.
اصولا کسی که این ادیان سنتی خرافی را قبول داشته باشد دیگر روشنفکر نیست.چون روشنفکر حقیقی ذهنش سیال است
و هر روز کتابهای جدید می خواند و چیز های جدیدتری می اموزد.ادیان سنتی حقیقت ندارند و مغز را فلج می کنند.امکان ندارد دیندار
روشنفکر باشد یا روشنفکر دیندار.البته معنویت حقیقی را قبلا اشاره کرده ایم.معنویتی که در چیزهایی مثل موسیقی و شعر و هنر
و نیکویی و مهر و دوستی و غروب افتاب و اسمان شب پر ستاره و این گون چیز هاست.معنویتی که فرمول بندی نیست و سیال است.
معنویتی که دستوری و واجبات نیست بلکه عاطفی است.دموکراسی دینی هم ترکیب خنده داری است.چون اول سوال این است کدام دین و مذهب
از بین هزاران دین و مذهب موجود؟دوم سوال می شود که دین به مردم دستور می دهد در حالیکه در دموکراسی مردم دستور می دهند.
در دین مردم بنده هستند و در دموکراسی مردم ارباب.دین ثابت است و دموکراسی پویا و تغییر پذیر است.دین مربوط
به معنویت است و دموکراسی مربوط به سیستم حکومتی.در دین علمی وجود ندارد در حالیکه دموکراسی بر پایه دانش استوار است.
و هزاران تفاوت دیگر.دین می تواند به عنوان یک نهاد اجتماعی فعالیت کند.اتفاقا اینگونه محبوبتر هم هست.
هر دینی که با دولت قاطی شود با سقوط ان دولت سقوط خواهد کرد.

بعضی طیفها و گروههای ایرانی داخل و خارج کشور را بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم که هیچ راهی نیست مگر یک جمهوری دموکراتیک غیر دینی.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:59  توسط حقیقت جو | 
امروز يک مسئله بسيار بسيار مهم مطرح مي کنيم .امروز مي خواهيم داد خواهي ميلياردها انسان از سراسر جهان  که در سراسر تاريخ
رنج و اه و ستم يک جزيره شيطاني را کشيدند را مطرح کنيم.يک جزيره شيطاني  به نام انگلستان که در طول تاريخ بخصوص
تاريخ 200 سال اخير باعث رنج و درد و مرگ ميلياردها انسان در سراسر جهان بخصوص اسيا شده است.از هند شروع
مي کنيم.همين امروز در روزنامه نوشته بود که کشور هند از بزرگترين مصرف کننده هاي ترياک در جهان است.اري .ترياک يکي از
ميراث شوم انگلستان از گذشته است.يکي از اقدامات هميشگي انگلستان براي نفوذ و استعمار يک کشور در قديم شيوع
مواد مخدر بخصوص ترياک بوده است.که اين کار را در هند و در ايران و در چين و در افغانستان و بسياري کشورهاي
ديگر انجام دادند.فقط مشاهده کنيد که از همين جنايت چه مصيبتها و چه جانها که تلف نشد.چه جوانهايي که پر پر شدند.
جنايت بعدي انگلستان گسترش خرافات بوده است که همانند مواد مخدر مغز مردم کشورهاي  تحت سلطه را بگيرد.خرافاتي
که قدرت تفکر و اختراع و خود باوري ملتها را مي گيرد.جنايت بعدي انگلستان ايجاد اختلافات قومي بوده است که هنوز هم
اين ميراث شوم اثرات خود را دارد.مثلا وجود کره شمالي و کره جنوبي طرح شوم انگلستان بود همانطور که ايرلند شمالي
و ايرلند جنوبي درست کردند.جنايت ديگر انگلستان جدا کردن افغانستان از خاک ايران بود.افغانستان حدود 647 هزار کيلومتر
وسعت داشت يعني چيزي حدود دو برابر المان امروزي.چه کوهها و چه دشتها و چه رودخونه ها و چه زمينهاي سرسبزي که نداشت.
تصور کنيد که اسرائيل و فلسطين سر يک وجب خاک چند دهه است که بر سر هم مي کوبند ان وقت اين انگلستان بد ذات افغانستان
را با ان وسعت زياد از ايران جدا کرد.همچنين انگلستان بد ذات بحرين را نيز از ايران جدا کرد.بحريني که به اندازه چند کوه الماس
ارزش منابع زير زمينيش است.شما حساب کنيد با قيمت نفت امروز چه ميزان ثروت در بحرين بود که انگلستان شيطان صفت
از ايران جداش کرد که بايد روزي باز گردد.همچنين قسمتي از بلوچستان ايران را با خاک پاکستان قاطي کرد و از ايران جدا کرد
که بايد به خاک ايران باز گردد.جنايت انگلستان بر عليه ملتهاي جهان تمامي ندارد و هزاران کتاب هم که بنويسيم تمام نمي شود.
جالب است که بدانيم حتي در قرارداد ننگين تر کمانچاي تحريک سفير انگلستان بود که موجب جدايي منطقه قفقاز از ايران شد
وگرنه ايران مي خواست با پرداخت غرامت مالي و امتيازات اقتصادي مسئله را حل کند.
جنايت ديگر انگلستان کودتاي اسفند سال 1299 در ايران است که ارزوي ملت شريف ايران را براي دموکراسي و حاکميت ملي
بر باد داد.چه جانها که براي دموکراسي داده شده بود که اين انگلها با دخالت خود بر هم زدنش.و استبداد رضا خان موجبات
مرگ بسياري از ازادي خواهان شد.جنايت ديگر انگلستان مخالفت با نهضت ملي دولت مصدق و طرح ريزي کودتاي مرداد سال 1332
با همکاري امريکا بود.که موجبات استبداد طولاني در ايران شد که مرگ و رنج بسياري از انديشمندان و ازادي خواهان شد.
ان وقت يک خائنين و وطن فروشاني مثل عليرضا نوري زاده و مسعود بهنود که پول مزدوري از انگلستان مي گيرند و از
اين جنايات انگلستان دفاع مي کنند.به طور حتم اگر خائنين و وطن فروشان وجود نداشتند انگلستان نمي توانست در ايران کودتا کند.
جنايت ديگر انگلستان حمايت از گسترش نفوذ اخوند در ايران بوده است.چون اخوند عقب مانده خوب مي تواند ايران را
عقب مانده نگه دارد.جنايت ديگر انگلستان ايجاد اختلافات قومي در ايران است.انها در رسانه هاي شيطاني خود تبليغ مي کنند
که اقوام چند هزار ساله ايراني متعلق به ايران نيستند در حاليکه خودشان به يک غريبه خارجي بعد از چند سال تابعيت و شهروندي مي دهند.
اين مشکل خاورميانه هم از ميراث شوم انگلستان است.انگلستان بود که اسرائيل را تاسيس کرد.بعد از سقوط عثماني
انگلستان سرزمين اين امپراطوري را تقسيم کرد و کشورهاي جعلي جديد ايجاد کرد.مثلا عربستان به ان بزرگي را به نام
يک خانواده يعني ال سعود کردند!اردن را به نام خانواده هاشمي کردند.که هم اکنون اين دو کشور نوکر غرب هستند.
شايد بزرگترين جنايت انگلستان به غير از سرزمينهايي که از ايران جدا کرد همان کودتا هايي باشد که در ايران ترتيب داد.
يعني بعد از انقلاب مشروطه اگر دخالت انگلستان نبود الان ما نزديک صد سال بود که دموکراسي داشتيم اما هنوز استبداد در ايران
حاکم است و ان هم بدترين مدل استبداد يعني استبداد مذهبي.خلاصه جنايتهاي انگلستان سر دراز دارد و ما به دليل
محدوديت جا خيلي خلاصه مطرح کرديم .اما اگر تاريخ 200 سال اخير ايران را بخوانيم از ميزان جنايتهاي انگلستان بد ذات
شگفت زده و حيران مي شويم.
حال براي اينکه اندکي تلافي کرده باشيم ملت شريف ايران بايد انگلستان را تحريم کنند. کالاهاي انگليسي و خدمات انگليسي را
تحريم کنيم.اينگونه سالانه ميلياردها يورو خسارت به انها وارد مي شود.براي جهان گردي به انگلستان نرويم.هيچ گونه کالا و جنس
انگليسي نخريم.با هواپيماي خطوط انگلستان پرواز نکنيم.و هر کجا مي توانيم اين جنايات را مطرح کنيم تا اندکي روان ميليونها
 انسان شکنجه شده توسط انگلستان کمي ارام بگيرد.انگلستان جزيره شيطان است.....

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 23:10  توسط حقیقت جو | 
در طول جنگ ايران عزيزمان با عراق که از سوي امريکا و ديگر متحدانش به ايران تحميل شده بود تا استقلال کشور را از بين ببرند
رشادتهاي بسياري از سوي فرزندان دلاور ايرانزمين صورت گرفت که در عملياتهاي مختلف بروز کرد.بدون شک يکي از
شگفت انگيز ترين و تحسين بر انگيز ترين اين رشادتها در عمليات فاو بود.البته به دليل اينکه از جزييات اين عمليات غرور انگيز اطلاعاي ندارم
 بنابراين براي توصيف جزييات اين عمليات غرور انگيز مطلبي را از سايت  يکي ازفرمانده هاي  ان زمان جنگ در اينجا مطرح
مي کنم.تا ما هميشه به ياد داشته باشيم که حفظ مرزهاي عزيز ايران و ارامش ملت شريف ايران چگونه بدست امده است.
شروع نقل قول=
مروري بر عمليات غرور انگيز والفجر 8

 

وضعيت عراق در آستانه عمليات والفجر 8
برابر گزارش آنتوني کردزمن، کارشناس نظامي آمريکا، عراق در طول سالهاي 1362 تا 1364 مبلغ 1/18 ميليارد دلار سلاح و تجهيزات نظامي خريداري کرده است. اين کارشناس نظامي مجموع نيروهاي نظامي ثابت ارتش عراق را در سال 1364 سال انجام عمليات والفجر 8 تعداد 750000 تن و نيروهاي جيش الشعبي عراق را 650000 تن برآورد کرده است. کردزمن آمار تجهيزات اصلي ارتش عراق در سال 1364 چنين اعلام کرده است:
تانک 4820 دستگاه
خودروهاي زرهي 3200 دستگاه
توپخانه سنگين 3000قبضه
توپ پدافند هوايي بيش از 400 قبضه
خودرو تانک بر 2000 دستگاه
هواپيماي عملياتي 580 فروند
هلي کوپتر 380 فروند

وضعيت ايران
 در سال ششم جنگ در وضعيتي که دشمن حدود 550 گردان نيروي پياده در اختيار داشت و براي مقابله با عمليات آفندي، از 300 گردان نيروي آزاد برخوردار بود. سپاه تنها 80 گردان نيرو براي 7 روز جنگ در  اختيار داشت. ضمن اين که بخشي از توان رزمي سپاه به عنوان نيروي دفاعي در مناطق تصرف شده مانند جزاير مجنون و هور زمين گير شده بود. با توجه به اين واقعيت کم کم اين اعتقاد به وجود آمد که با اين توان نمي توانيم غافلگيري را رعايت کنيم و قطعاً بايد اين توان 2 يا 3 برابر شود که با يکي دشمن را فريب بدهيم و با 2 توان ديگر بتوانيم به طور جدي عمل کنيم و بر پايه همين ملاحظه در انتخاب منطقه عملياتي نيز دچار مشکل بوديم و لازمه ارايه طرح به شوراي عالي دفاع بررسي اي همه جانبه بود که با حضور فرماندهان سپاه انجام شد و استراتژي جديدي را تبيين کرد.
سپاه در فاصله خرداد 1364 تا شهريور همان سال سلسله عمليات محدودي را انجام داد که آثار مثبتي بر جاي نهاد و عمليات والفجر 8 را به عنوان عملياتي بزرگ طراحي کرد.
استراتژي تنبيه متجاوز در بعد نظامي و به ويژه در بعد سياسي اهميت بسزايي داشت. مهمترين هدف هاي سياسي- نظامي اين عمليات چنين بود:
1- تصرف فاو 2- تسلط بر اروند رود 3- تهديد بندر ام القصر 4- هم مرزي با کويت 5- مسدود کردن راه ورود عراق به خليج فارس 6- تأمين خور موسي و امکان تردد کشتي ها به بندر امام خميني(ره) 7- انهدام سکوهاي پرتاب موشک عراق در منطقه فاو

در طرح ريزي مانور عمليات والفجر 8 دو عامل بسيار موثر بودند: 1- تجارب عمليات بدر 2- پيچيدگي هاي خاص اين عمليات. برادر محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران در جمع فرماندهاي در اين باره گفت: «در اين عمليات بايستي کل تجارب جنگ به کار گرفته شود. جنگ شهري، جنگ در دشت ، جنگ در آب»
در واقع عمليات فاو، صحنه بروز تمام قابليت هاي نظامي، ابتکار عمل و خطر پذيري سپاه پاسداران براي پيشبرد اهداف جمهوري اسلامي بود. در طراحي مانور اين عمليات مسايل مهمي وجود داشت که درباره آنها ساعت ها بحث کارشناسي شد. اهم اين مسايل عبارت بودند از:
1- بررسي وضعيت جزر و مد آب در زمان هاي مختلف و در نوبت هاي متعدد و بررسي تأثير عوامل مختلف از جمله: روز، شب، خورشيد و ماه و ساعات مختلف شبانه روز در جزر و مد آب و سرعت آن.
2- بررسي تأثير جزر و مد آب بر حرکت غواصان و قايق ها
3-هماهنگي عبور غواصان با جزر و مد و تاريکي مطلق هوا، سرماي شديد آب در فصل زمستان و حرکت غواصها در داخل آب در نيمه هاي شب.
4- بررسي چگونگي عبور غواصان از عرض بيش از يک کيلومتري اروند رود
5- بررسي چگونگي خط شکني غواصان و سرپل گيري، پاک سازي خط اول و آماده سازي سالم براي ورود نيروهاي موج دوم با همت غواصان
6- بررسي چگونگي هماهنگي حرکت نيروهاي موج دوم(قايق سواران) با جريان جزر و مد آب و پر بودن نهرهاي آب حاشيه اروند رود براي استفاده قايق ها
7-بررسي چگونگي حرکت نيروهاي موج دوم و نحوه پياده شدن آنها در ساحل دشمن و توسعه سرپل با تلاش آنها
8- تصرف نقاط استراتژي در ساحل دشمن مانند اسکله چهار چراغ، بندر فاو، شهر فاو، و پايگاه هاي موشکي
9-تسلط بر 3 جاده البحار، استراتژيک فاو- بصره و ام القصر که در آستانه شهر فاو به يکديگر نزديک مي شوند
10- گسترش ميدان عمليات به سمت کارخانه نمک
11- مقابله با حرکت دشمن از شمال بصره به جنوب منطقه فاو
12- تأمين جناح هاي عمليات در سمت اروند رود و سمت خور عبدالله.
13- تشکيل خط پدافندي در شمال کارخانه نمک
در ساعت 22:10 تاريخ 20/11/64 برادر محسن رضايي فرمانده کل سپاه با قرائت رمز عمليات دستور حمله را صادر کرد:

 

يگانهاي نيروهاي زميني سپاه پاسداران با پشتيباني آتش طرح ريزي شده و شليک هزاران گلوله، در محورهاي تعيين شده حمله خود را آغاز و مبادرت به شکستن خط دشمن کردند. عکس العمل هاي اوليه قواي دشمن از غير منتظره بودن اين حمله حکايت مي کرد، چنانکه يکي از فرماندهان يگانهاي درگير دشمن در گزارشي به رده بالاتر خود وضعيت اوليه را چنين اعلام مي کند «دشمن(ايران) مانند سيل با قايق نيرو پياده مي کند و باز مي گردد اگر چاره اي نکنيم احتمالا مي روند ام القصر را بگيرند، وضعيت ما بسيار بد است» و صدام در پاسخ گزارش ياد شده مي گويد «مقاوم باشيد سه لشکر زرهي مي فرستيم و ايراني ها را شکست مي دهيم» در ادامه عمليات نيروهاي خودي پس از درک موقعيت و نحوه گزارش قواي لشکر گارد، جمهوري عراق، حمله شبانه اي را از سه محور طراحي کرده اند. بر اساس اين طرح، رزمندگان در تاريکي شب، هنگامي که نيروهاي لشکر گارد در حال استراحت بودند آرايش مناسبي گرفتند و با غافلگيري به دشمن يورش بردند و به طور همه جانبه لشکر گارد را هدف تهاجم قرار دادند. صبح روز 24/11/64 ساعت 5:30 در حالي که هنوز هوا به طور کامل روشن نشده بود دشمن براي عقب زدن نيروهاي خودي و به منظور پشتيباني از لشکر گارد اقدام به حمله شيميايي کرد، ليکن بمب هاي شيميايي در ميان دو تيپ از لشکر گارد جمهوري فرود آمد و به 70% از نيروها آسيب رساند به طوري که بسياري از آنان بينايي خود را از دست دادند.
در عمليات والفجر 8 دو هدف تأثيرگذار در موازنه جنگ يعني تصرف منطقه استراتژيک و انهدام قواي دشمن در حد بالايي به نفع  جمهوري اسلامي ايران تحقق يافت، توانايي و قابليت سپاه در طراحي و اجراي عمليات گسترده در اين ابعاد به صورت مستقل شگفت انگيز بود و براي بسياري از کارشناسان باورکردني نبود.
در واقع با فتح فاو و ظهور تواناي سپاه در طرح ريزي فرماندهي، اجرا و پشتيباني و پدافند فعال به مدت 78 روز حيات جديد سپاه آغاز شد.
نتايج حاصل از فتح فاو به تثبيت قرارداد 1957 الجزاير انجاميد. با تکيه بر اين منطقه تصرف شده امکان ادامه جنگ و بعدها رويارويي با امريکا در خليج فارس نيز فراهم شد.
در مجموع عمليات والفجر 8 در ابعاد سياسي نظامي و اقتصادي نتايج گسترده اي داشت که به طول خلاصه چنين است:
1- آزادسازي و تصرف 940 کيلومتر مربع شامل سرزمين خودي در اروندرود 30 کيلومتر مربع- ساحل خليج فارس در خور عبدالله: 60 کيلومتر مربع- منطقه آبي آزاد شده و تصرف شده در خليج فارس: 600 کيلومتر مربع- خشکي تصرف شده از دشمن 250 کيلومتر مربع.
2- آزادسازي شهر فاو و روستاهاي حومه آن تصرف تأسيسات نفتي و پتروشيمي و اسکله هاي بارگيري آن.
3- قطع ارتباط عراق با آبهاي آزاد جهان.
4- تصرف سه پايگاه موشکي زمين به دريا و پايگاه نيروي دريايي عراق در قشله.
5- تسلط بر خور عبدالله و تصرف قسمت متعلق به عراق و آزاد شدن تردد در اروندرود از شمال خور معامر تا دهانه فاو.
6- امنيت در شمال خليج فارس و امکان تردد کشتي ها به بندر امام خميني.
7-نزديک شدن به شهر بندري ام القصر و تهديد آن.
8- محاصره اسکله هاي البکر و الاميه.
9- هم مرز شدن با کويت.
علاوه بر اين، در اين عمليات بيش از 50000 تن از نيروهاي دشمن کشته يا زخمي شدند که در ميان آنها يک فرمانده لشکر، پنج فرمانده تيپ، شمار زيادي افسر ارشد و جزء مشاهد مي شدند. همچنين 2105 تن از افراد دشمن اسير شدند که در ميان آنها چندين سرهنگ ستاد سرهنگ دوم، سرگرد، افسر جزء، خلبان هواپيما و هلي کوپتر و درجه دار وجود داشتند.
پايان نقل قول.
اري.با اين رشادتها بود که باوجود اينکه عراق از سوي اکثر قدرتها از جمله امريکا و اروپا و کشورها عربي حمايت ماليو تسليحاتي
و اطلاعاتي  مي شد اما حتي يک وجب از خاک عزيز ايران بدست اهريمنان نيافتاد.درود بر کسانيکه در طول اين جنگ
يا تمام جان دادند يا جانباز شدند.انها افتخار و سمبل ايران هستند.اين سلطنت طلبان که مدام مي گويند شاه نوکر صفت مفتخور
مغرور سمبل ايران است اما بايد به انها گفت که يک جانباز در راه وطن سمبل ايران است....

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 13:11  توسط حقیقت جو | 
در دوران معاصر ملت شريف ايران چندين جنبش بزرگ براي رسيدن به مردم سالاري و ازادي و حقوق بشر
انجام داده است که بعد از مدتي از شکل گيري نهال اين جنبشها اما استبداد دوباره برقرار شده است.
در اين گفتار مي خواهيم با هم مختصرا عوامل اين شکستها را بررسي کنيم تا با برطرف کردن اين عوامل
در اينده جنبش ازادي خواهي ملت شريف ايران پايدار بماند.حال يک به يک اين عوامل را بررسي مي کنيم=
عامل اول=عدم سازماندهي : چه در زمان جنبش مشروطه و چه در زمان جنبش نهضت ملي ايران در زمان
دکتر مصدق و چه در زمان جنبش سال 57 ما تصور کرديم که بعد از سقوط استبداد خود به خود مردم سالاري
و ازادي شکل مي گيرد.اما استبداد مدلهاي مختلفي دارد.از استبداد سلطنتي گرفته تا استبداد مذهبي يا کمونيستي و نظامي و غيره.
يعني دموکراسي در ابتداي شکل گيري يک نهال جوان است که نياز به حفاظت و صيانت دارد تا پايدار
و استوار شود.حال ابزار و اهرم اين حفاظت توسط مردم چيست؟اين ابزار همان اتحاديه ها و نهادها
و انجمنهاي مردمي  است و البته احزاب .يعني  تا زمانيکه مردم تنها و فرد  باشند  حقوقشان براحتي توسط
قدرت فزاينده دولت سرکوب مي شود اما اگر در يک گروه و اتحاديه چند صد هزار نفري عضو باشند
ان وقت اهرم قدرتمندي در اختيار دارند که با ان مي توانند از طريق اعتصابات و تظاهرات و روشهاي ديگر
حقوق خود را بگيرند.حال اين گروهها و اتحاديه ها مي تواند صنفي باشد يا فرهنگي باشد يا سياسي باشد
و حتي ورزشي و حتي اينترنتي.مهم اين است که مردم بر اساس يک مشترکاتي در کنار هم جمع و متحد باشند.
اگر مثلا دکتر مصدق براي جبهه ملي ايران عضو گيري عمومي مي کرد ان اعضا مي توانستند در مقابل
کودتا با ايستند اما عدم سازماندهي موجب شد که عده کمي مزدور بيگانه کودتا را اجرا کنند.
البته به خاطر  تاريخچه بدي که بعضي احزاب در تاريخ ايران دارند
و نيز برخورد خشن استبداد با احزاب گوناگون در تاريخ معاصرنتيجتا  باعث دوري و هراس مردم از احزاب شده است.
در حاليکه يکي از نشانه هاي تمدن تحزب است.اما خوب همانطور که گفته شد لزومي ندارد که انجمن
و گروه بر اساس مشترکات سياسي باشد .مثلا اتحاديه معلمان که مي تواند چيزي حدود 700 هزار نفر عضو
داشته باشد.که اين جمعيت کلان مي توانند تمام حقوق اجتماعي و اقتصادي و خود را از دولت بگيرند.
يا اتحاديه زنان که مي تواند بسيار پر جمعيت باشد!البته فکر مي کنم الان مردان بيشتر نياز به اتحاديه داشته باشند!
کليد پايداري و حفاظت از دموکراسي در هر کشوري همين اتحاديه ها و انجمنها و تشکلهاي مردمي هستند.
البته به شرطي که کاملا مردمي باشند و مثلا دولت در انتخاب هيات مديره انها دخالت نکند.
حتي ما مي بينيم که در دموکراسي هاي امروز مثل فرانسه هم مردم براي گرفتن حق خود اعتصاب و تظاهرات مي کنند
همانند همين چند وقت پيش.يعني دموکراسي همواره نياز به حفاظت دارد و گرنه حتي همين فرانسه هم
در صورت عدم هوشياري مردمش به استبداد خواهد انجاميد چون قدرت دولت همواره ميل به استبداد دارد
که وجود نهادها و اتحاديه هاي مردمي توازن و تعادلي در اين قدرت ايجاد مي کند.

عامل دوم:دخالت بيگانگان=چه در هنگام جنبش مشروطه که دخالت انگلستان موجبات کودتاي  اسفند
سال 1299 توسط رضا خان شد و مشروطه تبديل به استبداد شد و چه در زمان نهضت ملي ايران در زمان
جبهه ملي ايران و دکتر مصدق که باز دخالت انگلستان و همکاري امريکا موجب کودتاي مرداد سال 1332
و تبديل دموکراسي ان زمان به استبداد سلطنتي شد و چه باز دخالت بيگانگان در جنبش ازادي خواهي
 سال 1357 که موجب تبديل انديشه جمهوري دموکراتيک به استبداد مذهبي شد. همواره اين دخالتها توسط
بيگانگان موجبات ديکتاتوري در ايران شده است.چون انها براي معمالات اقتصادي در استبداد فقط با يک
ديکتاتور سر و کار دارند اما در صورت دموکراسي بايد به مجلس و افکار عمومي و غيره جواب بدهند
و چون دموکراسي در ايران موجب رشد سريع اقتصادي و فرهنگي و سياسي ايران مي شود رقيب بزرگي
 براي خود انها خواهد شد و دانشمندان ايران به جاي کوچ به کشور انها در خود ايران مي مانند و سرمايه داران
ايراني نيز در خود ايران سرمايه گذاري خواهند کرد و همه اين منافع موجبات دخالت بيگانگان بوده است.
اما خوب هر کشوري به فکر منافع خود است.ما بايد برويم خودمان را درست کنيم.بيگانگان بدون وجود خيانتکاران داخلي
نمي توانند کار خود را پيش ببرند.اما حتي اگر تعداد کمي خائن وجود داشته باشد اما اکثريت مردم هوشيار باشند
اين دسيسه ها براحتي خنثي مي شود.ما بايد بدانيم که دموکراسي ما در کنار استقلال کشورمان معنا و مفهوم دارد
و در صورت دخالت بيگانگان ديگر ما نه دموکراسي خواهيم داشت نه استقلال و نه غرور ملي.بحث هاي مربوط
به دموکراسي و حقوق بشر در ايران يک بحث خانوادگي بين خود ايرانيان است و به بيگانگان هيچ ارتباطي ندارد.
وقتي هم که پاي منافع ملي ايران و تماميت ارضي کشور وسط بيايد همه ايرانيان بايد بدور از اختلافات
فکري در کنار هم متحد بايستند.همانند مسئله خليج فارس و يا مسئله اتمي.

عامل سوم=اگاهي و هوشياري:
يکي از جاسوسان بيگانه پس از بازنشستگي در کتاب خاطرات خود نوشته بود که دو چيز موجب نفوذ در يک
کشور مي شود يکي وجود اکثريت احمق و ديگري وجود اقليت خائن.حتي اگر اقليت خائني وجود داشته باشند اما
اگراکثريت اگاه و هوشيار باشند ان اقليت خائن خنثي و محو خواهند شد.حال اگاهي چيست و از کجا بدست مي ايد؟
يک مانع اصلي اگاهي و هوشياري خرافات است. مردمي که خرافاتي
باشند مغزشان فلج است و قدرت تفکر و ابتکار و اختراع نخواهند داشت.مثلا براي اينکه ما بتوانيم
سلاحهاي پيشرفته بسازيم و از کشور عزيزمان دفاع کنيم نياز به دانش و تفکر و دانشگاه داريم.اما اينها
با فال گرفتن و شانس و دعا بدست نمي ايد بلکه با تحقيق و کاوش وازمايشگاه علمي بدست مي ايد.
ذهني که اعتقاد داشته باشد همه چيز از قبل مشخص شده و قضا و قدر است و انسان هيچ کاره نمي تواند
هيچ اختراع و ابتکاري بکند همانند بعضي قبايل افريقايي که هنوز مثل اجداد انسان زندگي مي کنند!
در حقيقت چيزي که انسان را از بالاي درخت به درون اپارتمانهاي مجهز کشاند استفاده از مغز بود و اعتقاد
به منشا اثر بودن انسان.بعضي بيگانگان سعي دارند غرور ملي و اعتماد به نفس ملل ديگر را ضعيف کنند.
مدام در اخبار خود از قدرتهاي بزرگ جهان نام مي برند يا مدام مي گويند جهان سوم.در حاليکه ملتي
که هم باهوش است و هم سرمايه مالي و منابع زير زميني دارد چه چيزي کم دارد که پايين تر از انها باشد؟
ما نه بيشتريم و نه کمتر.همه انسانها جهان برا بر هستند حتي حيوانات نيز حقوق محترمي دارند.
استثمار و استعمار اول در فکر يک ملت ايجاد مي شود بعد در سرزمينشان.ما بايد مدام کتابهاي
خوب را بخوانيم و مدام سخنرانيهاي انديشمندان را بشنويم  تا برايند اگاهي همه ملت شريف ايران نتيجه اش
يک ايران ازاد و اباد و مستقل بشود که با جهانيان در صلح و دوستي باشد اما زير بار زور هم نرود.
توسعه کشور بدون اگاهي عمومي ممکن نيست.رسانه ها در اين زمينه نقش مهمي دارند.

ما در اين گفتار 3 عامل شکست جنبشهاي ازادي خواهانه معاصر ملت ايران را بررسي کرديم.
اين گفتار مختصري بود و بررسي و تحقيق فراواني لازم دارد.اما اينده را زماني مي توانيم بي اشتباه بسازيم
که اشتباهات گذشته را بررسي کرده باشيم....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:56  توسط حقیقت جو | 
زمان در منطقه ما به ضرر امریکا و به نفع ایران در حال گذر است.امریکا فکرش را نمی کرد که
هزاران کشته و زخمی در عراق نصیبش شود و موج مقاوت در افغانستان هم شکل بگیرد.دولت اوکراین
هم عوض شود و از نارنجی امریکایی به روسی تغییر یابد.تغییرات در سومالی و سودان هم مزید بر علت است.
و امروز متحد اصلی امریکا در منطقه یعنی اسرائیل هم زیر موشک باران و عدم امنیت است.و اینها
را ما همه مدیون دولت جدید ایران هستیم.در حقیقت هر چند دولت جدید در سیاست فرهنگی بسیار
مرتجع و ضد مردمی عمل کرد اما در سیاست خارجی بسیار خوب عمل کرده است.بر عکس دولت خاتمی
که در سیاست داخلی و فرهنگی خوب بود و در سیاست خارجی بی عرضه بود!در حقیقت در دوره خاتمی
نفوذ و تاثیر ایران در منطقه ضعیف شد و منطقه بدست امریکا و اسرائیل و انگلستان افتاد.اما دولت جدید
خوشبختانه این اشتباه را جبران کرد و حالا ایران حتی بسیار بیشتر از قبل د رمنطقه نفوذ دارد.
در حقیقت بر خلاف اینکه به گروه پشتیبان خاتمی چپ می گفتند اما دولت خاتمی در سیاست خارجی
و همچنین سیاست اقتصادی بسیار راست عمل کرد فقط در سیاست فرهنگی و اجتماعی به صورت یک
گروه چپ عمل کرد.و حالا بر عکس بر خلاف اینکه می گویند دولت احمدی نزاد یک دولت راست گرا است
اما در سیاست خارجی و سیاست اقتصادی بسیار چپ و سوسیالیست عمل کرده است.و فقط در سیاستهای
اجتماعی و فرهنگی راست عمل کرده است.البته این راست و چپی که ما می گوییم منظور مفهوم عرفی
و جهانی ان است.
سقوط صدام در عراق بیشتر به نفع ایران شد تا امریکا.حالا به جای یک صدام ضد ایرانی یک دولت شیعی
هم پیمان ایران بر سر کار است.حال اگر شمال عراق را استثنا کنیم در جنوب عراق ایران بسیار نفوذ دارد.
حتی خوب است که ایران همانند جنوب لبنان یک گروه شبه نظامی و چریکی قدرتمند در جنوب عراق
شکل دهد که بازوی نفوذ و قدرت ایران در عراق و منطقه باشد.اتفاقا شرایط از جنوب لبنان هم بیشتر فراهم است.
چون ما در اینجا مرز مشترک با عراق داریم و بهتر می توانیم چنین گروهی را تجهیز کنیم.
در نبردی که اکنون در لبنان و اسرائیل بر قرار است بهتر متوجه می شویم که  یک گروه چریکی
که از ایران فرمان ببرد چقدر مفید و لازم و استراتزیک است.ایران باید یک همچین گروهی را در افغانستان نیز
بر پا کند.و باز به خاطر داشتن مرز مشترک با افغانستان که اصلا روزگاری نه چندان دور قسمتی از خاک ایران
بود و انگلیسیهای انگل از ایران جداش کردند و همچنین داشتن زبان مشترک شرایط خوبی برای
نفوذ و ایجاد گروه چریکی در انجا فراهم است.البته نباید فقط فعالیت نظامی و چریکی مد نظر باشد.بلکه
باید در جریان انتخابات نیز چه در عراق و چه در افغانستان و لبنان و سودان و هر جای دیگر که ایران
می تواند فعال باشد.بخصوص در عراق.عراق از نظر استراتزیک بسیار بسیار مهم است.حتی اگر در عراق
ایران به جای یکی چند گروه شبه نظامی هم ایجاد کند باز ارزش دارد.در حقیقت عراق شاه کلید منطقه است.
ایران اکنون بهترین موقعیت را دارد که میخ خود را در منطقه محکم بکوبد و منافع خود را برای سالها
تضمین کند.برای خروج نیروهای بیگانه و اشغالگر در منطقه هم باید کاری کرد که تقریبا میانگین روزی
 حدود 10 تا 15 یا بیشتر از سربازان نیروهای اشغالگر کشته یا زخمی بشوند. مردم امریکا ظرفیت
محدودی برای قبول کشته و زخمی از فرزندان خود دارند همانند جنگ ویتنام.البته در اینجا حتی
زخمی ها نقش مهمتری از کشته ها دارند.چرا که یک سرباز زخمی اولا هزینه های بسیار سنگین درمان بر
ارتش نیروهای اشغالگر تحمیل می کند ضمن اینکه حقوق ماهیانه او نیز باید تا اخر عمرش پرداخت شود
بدون اینکه کاری برای ارتش انها بکند.در ضمن یک سرباز معلول و زخمی می شود تابلوی زنده تبلیغات
ضد جنگ و ضد بوش  و هر کجا که برود موجب خشم عموم مردم امریکا و اروپا از جنگ و بوش می شود.
برای این است که گفته می شود زمان بر علیه امریکا و متحدانش است چون از یک طرف هزینه های
جنگ بسیار بالاست.دوم اینکه هر روز بر تعداد تلفات و زخمیها انها اضافه می شود.از نظر روانی هم
بیشتر سربازان انها مشکل پیدا می کنند.در حقیقت ایران امروز بدون اینکه وارد جنگ مستقیم با امریکا و
متحدانش بشود بصورت غیر مستقیم مشغول تضعیف تدریجی ارتش امریکا و متحدانش  است به گونه ایی
که انها بزودی دیگر قادر به شروع جنگ دیگری نخواهند بود.البته باید گفت اینکه مدام تبلیغ می کنند
که مثلا ارتش امریکا قدرتمند است پوشالی و دروغ بزرگ است.دلیلش هم کاملا مشخص است.در دنیای
امروز حتی یک کشور کوچک می تواند با استفاده از بمبهای اتمی و شیمیایی و میکروبی حتی 10 تا مثل
امریکا را هم نابود کنند.برای همین است که امریکا از دسترسی ایران به بمب اتمی هراس فراوان دارد.
چون در این صورت دیگر امریکا هیچ بر تری نظامی نسبت به ایران نخواهد داشت و اگر روزی درگیری
مستقیم میان ایران و امریکا شکل بگیرد ایران می تواند خیلی راحت چند انفجار اتمی را از طریق نفوذ
عوامل خود در داخل خاک امریکا انجام دهد .واین مسئله موجب می شود که دیگر اسرائیل یکه تاز منطقه نباشد.
برای همین داشتن بمب اتمی برای ایران لازم و واجب است.در منطقه ایی که پاکستان و هند و روسیه و
امریکا و اسرائیل بمب اتمی دارند و ترکیه هم عضو ناتو است .
همین داشتن بمب اتمی موجب می شود که ایران همه جا بتواند دست بالا را داشته باشد یا حدا قل از شرایط
برابر با دیگران بر خور دار باشد.برای همین در اینده نزدیک حتی ترکیب شورای امنیت سازمان ملل
تغییرخواهد کرد و کشورهایی مثل هند و ایران و المان و برزیل هم به ان اضافه خواهند شد و حق
 وتو که یک قانون غلط و نا عادلانه است بر چیده خواهد شد.
طرح امریکا و اسرائیل و انگلستان برای سلطه بر منطقه شکست خورده است .اما هنوز نیمه جان توطئه باقی است
و اینجا هوشیاری ملت شریف ایران را می طلبد.ما باید بدانیم که در مورد سیاست خارجی ایران
تنها و تنها به منافع ملی ایران بیاندیشیم و اختلافات را کنار بگذاریم.باید در مورد مسائلی که
مربوط به منافع ملی ایران می شود وحدت ملی ایرانیان حفظ شود.البته در مورد مسائل داخلی ایران
ما معترض هستیم و خواهان تغییرات در قانون اساسی و شکل گیری یک جمهوری واقعی و دموکراتیک سکولار
مبتنی بر حقوق بشر هستیم.اما این یک مسئله خانوادگی بین خود ایرانیان است و به بیگانگان هیچ ارتباطی ندارد.
واقعا شرم اور است که بعضی سلطنت طلبان را در امریکا می بینیم که کاسه لیسی دولتمردان امریکایی را می کنند
ان وقت می گویند ما در زمان حکومت پهلوی نوکر امریکا نبودیم!اکنون حتی جلوی تلوزیون ماهواره ایی
قربون صدقه امریکا و اسرائیل می رن!و رضا پهلوی صبحونه و ناهار و شام میهمان کاخ سفید است!
ما دموکراسی را در کنار استقلال خود می خواهیم.بدون استقلال کشور
اصلا دموکراسی معنی ندارد چون مستعمره است.یا مثلا این سازمان مجاهدین رجوی که اصلا روی
اختاب پوست را هم سفید کرده اند!ننگ همکاری با صدام کم بود حالا نوکری اسرائیل و امریکا را
می کنند.رجوی برای رسیدن به قدرت حاضر است دست به هر کاری بزند و همه گونه خیانت و وطن فروشی
و مزدوری را بکند.بعضی احزاب کمونیست هم که هنوز در قرن گذشته به سر می برند و هنوز خواب رفیق
استالین را می بینند!به جای اینکه بخواهند کل سیستم حکومتی ایران را کمونیستی تک حزبی دیکتاتوری بکنند
به فکر تشکیل حزب سوسیال دموکرات باشند مثل سوسیالیستهای سوئد یعنی معتقد به این باشند که
در یک جمهوری دموکراتیک در کنار احزاب گوناگون دیگر در انتخابات ازاد هر چهار سال شرکت کنند
و به میزان رای مردمی خود در قدرت شرکت داشته باشند.امکان پذیر نیست که یک گروه خاص  بخواهد
کل سیستم حکومتی ایران را برای خود قبضه کند.ما استبداد سلطنتی را تجربه کرده ایم.استبداد مذهبی را
هم تجربه کرده ایم.و بعد از این همه رنج حال ملت ایران به این بلوغ رسیده اند که سیستم حکومتی
باید کثرت گرا و فراگیر و جمهوری دموکراتیک باشد.البته اینجا یک نکته مهم قابل گفتن است.به جای اینکه
در انتخابات دولت ما تمام کابینه دولت را واگذار به حزب اکثریت کنیم بهتر است که کابینه دولت را همانند
پارلمان بین احزاب تقسیم کنیم که البته هر حزب به میزان رای خود مشارکت کند.مثلا اگر ما 20 وزارت خونه
داریم و حزبی مثلا 15% رای اورده باید 3 وزیر در کابینه داشته باشه.اینگونه همه احزاب احساس میکنند
که به میزان رای مردمی خود در قدرت مشارکت دارند و این دولت ائتلافی موجبات همبستگی و وفاق در جامعه
می شود و به جای اینکه احزاب خارج از دولت چوب لای چرخ دولت بگذارند خود را سهیم می دانند و
تلاش خواهند کرد تا در وزارت خانه مربوط به خود خوب عمل کنند تا در انتخابات بعدی رای بیشتری بیاورند.
اما فرض کنیم مثلا یک حزبی در انتخابات دولت حدود 53% رای اورد و یک حزب دیگر مثلا47% رای
اورد حالا اگر ما  تمام کابینه دولت را فقط به حزب اکثریت واگذار کنیم یک جمعیت وسیع که شامل
مثلا 47% جامعه می شود را به مدت چهار سال از مشارکت در تصمیم گیری محروم کرده ایم.
حالا این جمعیت فراوان بیرون مانده از قدرت در این چهار سال همه نیروی خود را به کار خواهند
گرفت تا برای دولت وقت بحران و مشکل ایجاد کنند تا در انتخابات بعدی خود پیروز شوند.یعنی به
جای اینکه نیروی مفید این جمعیت زیاد در جهت توسعه و پیشرفت کشور به کار گرفته شود صرف
خرابی و ایجاد مشکل در جامعه می شود و دو دستگی و نفاق هم در جامعه بیشتر خواهد شد.
پس خیلی بهتر است که کابینه دولت هم همانند پارلمان ائتلافی باشد از همه احزابی که به نسبت رای مردمی
خود در کابینه شرکت کرده اند و البته بدیهی است که مقام ریاست جمهوری به حزبی میرسد که بیشترین
رای را اورده باشد. حتی در انتخاب استاندارن و فرماندران باید به گروههای مختلف به میزان رای
مردمیشان سهم برسد.در حقیقت اینگونه هر شخصی احساس می کند که حتی یک دانه رای او در شکل گیری
و تصمیمات کشور موثر است و ما اقلیت دور مانده از قدرت نخواهیم داشت.قانون اساسی هم باید کاملا
مبتنی بر علم و دانش و حقوق بشر تدوین شود و هر گونه مکتب و عقیده خاص چه مذهبی یا کمونیستی و غیره
نباید در تدوین قانون اساسی دخالت کنند.
همه شرایط فراهم است که ایران عزیز ما اباد و سر فراز و ازاد و بالنده باشد فقط اندکی عقلانیت
و دوستی نیاز است.....
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:44  توسط حقیقت جو |