![]() |
![]() |
|
| این فقط حقایق است که ما را به خوشبختی و شادمانی و ازادی می رساند. |
|
بزرگترین ایرادی که هم اکنون در دانشگاههای ایران وجود دارد در رشته های علوم انسانی می باشد.دروس رشته های علوم انسانی به شدت با خرافات مذهبی مخلوط شده است و از ارزش علمی ساقط شده است.یعنی هم اکنون کسیکه در رشته های علوم انسانی در دانشگاههای ایران کارشناسی بگیر مدرکش در سطح جهانی هیچ ارزش علمی ندارد.و این بزرگترین خسارت بوده است.برای همین است که مثلا از بین دانشجویان فلسفه مثلا در المان نظریه پرداز جهانی پدید می اید اما از بین دانشجویان فلسفه در ایران که فلسفه دروغین را اموزش می بینند هیچ فرد خلاق و حقیقت جویی بیرون نمی اید مگر اینکه خود شخص مطالعه شخصی داشته باشد.در مورد رشته های دیگر نیز همین طور.مثلا در مورد رشته مهم حقوق به اینها اموزش می دهند که بله قوانین قصاص بسیار خوب و عادلانه است.یعنی احکامی مثل شلاق و اعدام و دست بریدن و این جور احکام و نیز قوانین ضد زن مثل ارث نصف برای زن یا شهادت نصفه برای زن و غیره.این مدرک حقوق در سطح جهانی هیچ ارزشی ندارد.جامعه شناسی نیز همین طور.علوم اجتماعی نیز هیمن طور.تمام دروس علوم انسانی در دبیرستان و در دانشگاه مخلوط با خرافات مذهبی شده است.اموزش باید کاملا علمی و تحقیقاتی باشد و هر گونه مکاتب و عقاید خاص بخصوص ادیان باید از دروس دور نگاه داشته شود.چگونه وقتی ما علوم انسانی دور از حقایق را به دانشجو و دانش اموز ارائه دهیم ان وقت انتظار داشته باشیم از انها فیلسوف یا حقوق دان مطرح یا جامعه شناس و متفکر بر جسته پدید اید؟ضمن اینکه در دروس عمومی 6 درس اختصاص یافته است به دروس مذهبی و گذراندن انها اجباری است.حالا بگذریم از اینکه به خاطر این 6 درس چه تعداد اخوند شاغل شده اند.اما یک درس کافی است برای درس مذهبی.به جای ان 5 درس دیگر می توان زبان خارجی و کامپیوتر و سایر اموزشهای مفید و لازم را برای داشنجو قرار داد.بسیاری از دانشجویان کارشناس می شوند بدون اینکه مثلا کامپیوتر بلد باشند یا زبانشان ضعیف است.چرا این همه بودجه صرف می وشد این همه زمان و امکانات برای 6 درسی مذهبی که از اول ابتدایی هم یک داستان معروف بوده است از حضرت موسی تا خاتم و مدام هم تکرار می شود چون اگر مدام تکرار نکنند حقایق فلسفی به سرعت جای انرا در ذهن کنجکاو دانشجو و دانش اموز می گیرد.مثلا همین زبان عربی بی خودی از اول راهنمایی اموزش داده می شود تا خود دانشگاه.و نهایت هم وقتی از دانش اموز می پرسیم همه را فراموش کرده است و به درد هیچ کارش هم نمی خورد.این همه بودجه و زمان و امکانات صرف می شود بی خود و بی جهت.دانش اموز دیپلم می گیرد در حالیکه اموزشهای ضروری مثل کامپیوتر و زبان و سایر اموزشهای فنی را بلد نیست.خوب به جای این عربی می توان اینها را جایگزین کرد.حتی می توان اموزش زبان اسپرانتو را به جای عربی گذاشت.اسپرانتو یک زبانی است که به صورت مصنوعی توسط انسان اختراع شده است تا همه مردم جهان بدون تعصب ملی ان را فرا بگیرند تا همه مردم کره زمین بتوانند با هم صحبت کنند در کنار زبان مادریشان.و این به اتحاد مردم در زمین کمک فراوانی می کند.دانشجویان رشته های علوم انسانی باید خودشان به فکر تغییر در دروس خود باشند اگر که می خواهند مدرک انها ارزش علمی داتشه باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 15:45 توسط حقیقت جو |
|
|
جمهوری پارلمانی بهترین سیستم برای ایران.
در دوران معاصر بسیاری احزاب امدند و اندیشه های تمامیت خواه و استبدادی را مطرح کردند.از جمله استبداد کمونیستی یا استبداد مذهبی یا استبداد سلطنتی و غیره.اما تمام سیستمهای استبدادی محکوم به شکست است.بهترین سیستم که در ان همه احزاب و اندیشه ها بتوانند در قدرت سهیم باشند جمهوری پارلمانی است.حال یک تعریف ساده از مشخصات جمهوری پارلمانی بدهیم تا با ان بیشتر اشنا شویم.در جمهوری پارلمانی هر چهار سال یکبار انتخابات پارلمان یا همان مجلس انجام می شود که در ان همه احزاب ازادانه شرکت می کنند.حال فرق اساسی جمهوری پارلمانی با جمهوری اکثریتی در این است که تمام کابینه دولت در اختیار فقط حزب اکثریت انتخابات قرار نمی گیرد.مثلا اگر حزب اکثریت 52 درصد رای داشته باشد و مثلا حزب دوم 34 درصد رای اورده باشد.خوب چرا ما 34 درصد از مردم را که جمعیت زیادی می شود از قدرت محروم کنیم و همه دولت را تمام و کمال در اختیار فقط ان 52 درصد اکثریت قرار دهیم.در سیستم جمهوری پارلمانی این مشکل حل شده است.یعنی دولت به صورت ائتلافی و مشارکتی از همه احزاب تشکیل می شود.اما هر حزبی به اندازه ایی می تواند مشارکت کند که رای می ردمی داشته باشد.یعنی حزبی که 30 درصد رای مردمی در انتخابات دارد به اندازه 30 درصد از وزارت خانه های کابینه دولت را در اختیار می گیرد و حزبی که 15 درصد رای دارد به اندازه 15 درصد از کابینه را در اختیار می گیرد. و بدیهی است که ریاست دولت نیز به حزب اکثریت می رسد.والبته اگر ما بخواهیم امتیاز دیگری هم به حزب اکثریت داده باشیم تصمیم در مورد اینکه چه وزارت خانه ایی به چه حزبی برسد را نیز باید به حزب اکثریت واگذار کنیم تا وحدت و نظم حفظ شود.اینگونه دولت به واقع نماینده واقعی همه اندیشه ها و عقاید کشور می شود و همه خود را به گونه ایی در ان سهیم می بینند.و همین موجب همبستگی و وحدت کشور می شود.دیگر گروهی خود را محروم از قدرت نمی بیند تا چوب لای چرخ دولت بگذارد.هر حزبی تلاش می کند تا در وزارت خانه هایی که به انها رسیده است خوب و عالی عمل کنند تا در انتخابات بعدی بتوانند نظر بیشتری از مردم را جلب کنند.یعنی رقابت برای خدمت بیشتر. احزاب ایران باید به این بلوغ سیاسی رسیده باشند که ایران متعلق به همه ایرانیان است و دست از تمامیت خواهی بردارند.نمی شود تمام سیستم فقط سوسیالیستی باشد یا فقط مذهبی باشد یا غیره.اینها می توانند هر کدام حزبی تشکیل دهند و در انتخابات هر چهار سال شرکت کنند.اگر حزبی هم می بیند که مثلا در یک انتخاباتی رای کمی اورد باید به اصلاح خود بپردازد تا نظر بیشتری از مردم را جلب کند.تحت این سیستم ارامش و ثبات سیاسی به ایران باز می گردد و خوش بختی و ابادانی و پیشرفت با سرعت میسر می شود.ضمن اینکه قانون اساسی ایران باید کاملا علمی تدوین شود و هر گونه دخالت مکاتب و مذاهب و عقاید خاص در ان جلوگیری شود.در اموزش و پرورش نیز باید از دخالت این عقاید خاص جلوگیری کرد.در ایران باید همه باشند از راست تا چپ.از سکولار تا مذهبی. و رای مردم در انتخابات هر چهار سال مشخص می کند که هر حزبی چقدر در دولت سهیم باشد.از 5 درصد تا 100 درصد. اما مردم برای رسیدن به این هدف یعنی جمهوری پارلمانی و نیز حفاظات از ان باید متشکل و سازماندهی شوند.هیچ فرد ایرانی نباید تنها و فردی کار کند.باید حتما در اتحادیه های صنفی یا گروههای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی عضویت داشته باشد.یک دست هیچ گاه صدا ندارد و یک چوب براحتی شکسته می شود.رمز موفقیت در کار دسته جمعی است.در گروه گرایی.مهم هم نیست که گروه بر اساس چه اشتراکی باشد حتی یک گروه کوهنوردی نیز کمک می کند تا ما با هم بودن و رسیدن به قله با کمک و همکاری هم را تمرین کنیم و با هم هم صحبت شویم و دوستی هایمان پایدار تر شود.حتی یک گروه اینترنتی نیز فضای مناسبی برای هم فکری و افزایش پیوندها و دوستی ها فراهم می اورد.اینده ایران بسیار روشن و زیباست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:58 توسط حقیقت جو |
|
|
حجاب اسلامی زشت ترین چیزی است که می توان در این جهان یافت.همواره وقتی صحنه زنان چادر سیاه را می بینیم احساس شرم ما را فرا می گیرد .که این چه صحنه زشتی است از زنان شریف ایران که این چنین در گونی های سیاه زنده به گور شده اند.داشتم یک جدول را حل می کردم که یکی از قسمتهای دو حرفی این جدول سوالش این بود که زیبایی زن چیست و جواب دو حرف بود="مو"یعنی قسمت زیادی از زیبایی زن در موهایش است و حجاب اسلامی همه این زیبایی را در گونی سیاه دفن می کند.اما این همه ضررهای حجاب اسلامی نیست.بلکه مثلا ورزش زنان را به حالت نیمه تعطیل دراورده است.احساس شرم و خجالت می کنیم وقتی تیم فوتبال زنان ایران با شلوار و لچک مورد تمسخر بیگانگان قرار می گیرند.بخصوص وقتی تابستان و گرما می شود در این لچکها و گونی های سیاه موها عرق می کنند و روسری باعث ریزش مو و نیز اسیب به مغز می شود.اما باز این همه اسیبهای حجاب اسلامی نیست.بسیاری از زنان جهانگرد خارجی که به ایران نمی ایند دلیل اصلی خود را حجاب اجباری اعلام می کنند.بخصوص که فصل تابستان فصل جهانگردی است.این همه سواحل دریا زیبا ایران دارد اما همه متروک مانده است در صورتیکه بعضی کشورها دریاچه مصنوعی درست می کنند و میلیاردها درامد از جهانگردی ان بدست می اورند.جالب است بدانیم که صنعت جهانگردی با سالانه حدود 700 میلیارد یورو گردش مالی به عنوان سومین صنعت بزرگ جهان نام گرفته است که البته پیش بینی می شود در اینده نزدیک اولین صنعت جهان از لحاظ گردش مالی شود.و ایران که از نظر اثار باستانی و جاذبه های جهانگردی جزو 5 کشور اول جهان است ظرفیت این را دارد که حتی تا 30 میلیارد یورو درامد سالانه جهانگردی داشته باشد.اما همین حجاب اجباری و زوری جلوی بسیاری از تفریحات و امکانات جهانگردی را می گیرد.یک زن خارجی که به همراه خانواده اش می خواهد به ایران بیاید در همان فرودگاه به او می گویند که این لحاف و گونی را بگیر و سرت کن و او با تعجب می پرسد اخر برای چی؟و با چشمان متعجب با خود عهد می کند که اخرین باری باشد که به این زور کده و زورخانه وارد می شود.اما باز این همه خسارات حجاب اجباری نیست.سینما و تئاتر ایران که از نظر محتوا و معنا یکی از بهترین سینماهای جهان است به خاطر همین حجاب اجباری در فیلمها حالت مسخره به خود گرفته است.مثلا در فیلم حتی پدر نمی تواند دخترش را بغل کند.یا مثلا زن باید تا توی رخت خواب با مانتو و روسری باشد و حتی دستش به دست شوهرش نخورد.و عجیب اینکه کتک زدن و سیلی زدن به زن در فیلم جایز است اما بوسیدنش حرام است.اما باز این همه خسارات حجاب اسلامی نیست.در مدارس دختران مجبورند این گونی سیاه را بر سر کنند و از نظر روانی همواره احساس تو سری خوری و ظلم استبداد را داشته باشند.مثل این می ماند که ایران یک زندان بزرگ است و در این زندان همه مجبورند حتی لباس پوشیدنشان زوری باشد.جداسازی دختران و پسران در مدارس موجب دور شدن انها از طبیعت انسانی و مشکلات روحی و روانی فراوان می شود.بعد هم ازدواج بدون شناخت صورت می گیرد که منجر به طلاق می شود.اما این هنوز همه خسارات حجاب زوری نیست.دلیل اصلی اینکه میزبانی مراسم بزرگ فرهنگی یا ورزشی جهانی به ایران داد ه نمی شود همین است.مثل المپیک یا جام جهانی.کافی است بدانیم که مثلا همین المان از برگزاری جام جهانی بیش از 10 میلیارد یورو سود دهی داشت ضمن سودهای بلند مدتی که در رشد اقتصادی می برد.یعنی یک جهش بزرگ اقتصادی فقط به خاطر برگزاری یک المپیک یا جام جهانی .ضمن اینکه کشور میزبان از نظر تبلیغ جهانگردی خود نیز سودهای فراوان می برد.امروز به خاطر این حجاب زوری ما هیچ اقدام فرهنگی یا ورزشی یا هنری و غیره نمی توانیم به صورت درست انجام دهیم.وقتی جشنواره تئاتر بر گزار می کنیم بسیاری گروههای خارجی انصراف می دهند چون انها چندین بازیگر زن دارند و تئاترشان با حجاب زوری به شکل مسخره ایی درمیاید.حتی در مراسم عروسی ما هم زور و اجبار کرده اند که رقصیدن زن با مرد ممنوع است.به طور کل رقصیدن را ممنوع می دانند.اما صد روز عزاداری و ماتم در سال جایز است که موجب افسردگی و مشکلات فراوان روانی شده است.هیچ کلوپ رقص و شادی در ایران نیست اما هزاران روضه خوانه و مسجد و حسینیه وجود دارد برای گریه کردن.جوانان همه روانی و عصبی و افسرده هستند.انها حتی در پارک هم راحت نیستند تا کمی تفریح کنند.چون نیروی بسیج ساخته شده است برای سرکوب جوانان.به تازگی یک نیروی سرکوبگر جدید تشکیل شده است به نام امر به معروف و نهی از منکر.که اینها وظیفه دارند وحشیانه به میهمانی خصوصی مردم حمله کنند و انها را به جرم شادی کردن دستگیر کنند.امروز ایران یک زندان بزرگ است.زندانی که تمام مردمش را روانی و افسرده کرده است.تنها راه برون رفت از این استبداد بزرگ سازماندهی مردم و یک اعتصاب سراسری برای بدست اوردن حقوق مردم است.برای تشکیل یک جمهوری پارلمانی دموکراتیک که در ان هیچ عقیده ایی زور نباشد.در ان شورای نگهبانی وجود نداشته باشد که براحتی مصوبات مجلس را رد کند و کاندیدهای انتخابات را رد صلاحیت کند.در ان ریاست جمهوری منتخب مردم همه کاره باشد و هر چهار سال هم با رای مردم مشخص شود.جمهوری پارلمانی یعنی اینکه ما به جای اینکه تمام دولت را کامل بدست اکثریت بدهیم دولت را ائتلافی و با مشارکت همه گروهها تشکیل دهیم.یعنی هر گروه به میزان رای مردمی خود مشارکت در دولت داشته باشد.مثلا اگر یک گروهی 15 درصد رای داشت مثلا 3 وزیر در کابینه داشته باشد.اینگونه جامعه همبسته می شود و همه اندیشه ها سهمی در مدیریت جامعه خواهند داشت و هیچ عقیده ایی خودش را تحمیل به دیگران نخواهد کرد.دین هم باید به مسجد برود و از اموزش و قوانین بیرون برود.امروز بیشترین خسارت این است که دروس علوم انسانی دانشگاهها و مدارس پر شده است از خرافاتی که علمی نیست.یعنی کسیکه هم اکنون در رشته های علوم انسانی کارشناسی می گیرد مدرک او در سطح جهانی هیچ ارزش علمی ندارد.دین باید از اموزش و قوانین خارج شود.قوانین قصاص مثل قانون وحشیانه شلاق واقعا شرم اور و ننگین هستند.قانون باید بر اساس دانش روز تدوین شود.مردم هم برای گرفتن حق خود نباید منتظر معجزه باشند بلکه باید با تشکیل اتحادیه های مردمی اهرمی برای گرفتن حق خود درست کنند.رمز پایداری مردم سالاری همین است.یعنی گروه گرایی.یک فرد ایرانی باید هم زمان در چند گروه صنفی یا فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی و غیره عضو باشد.مثلا یک زن معلم هم در اتحادیه زنان عضو باشد و هم در اتحادیه معلمان .وقتی یک فرد تنها باشد براحتی حقش را می خورند.اما اگر در یک اتحادیه چند هزار نفری عضو باشد دیگر خوردن حقش راحت نیست.حتی یک گروه اینترنتی هم ارزش خود را دارد.مهم این است که عده زیادی باشند که فرد را بشناسند و از احوالش با خبر باشند و در صورت بروز مشکلات و ضایع شدن حقش از او دفاع کنند.مثل همین اتحاد وبلاگ نویسان در اینترنت.دلیل شکست چندین جنبش ملت شریف ایران در یک قرن گذشته برای بر قراری قانون اساسی دموکراتیک این بوده است که سازماندهی و گروه گرایی نبوده است.فرقی نمی کند که این گروه صنفی باشد یا فرهنگی باشد یا سیاسی باشد و غیره.مهم تجمع و کار دسته جمعی و تنها نبودن است.حتی یک گروه کوهنوردی نیز مفید است.ما در فرهنگ ادبیات خود نیز بارها شنیده ایم که یک دست صدا ندارد و یک چوب راحت می شکند.بیچاره ترین مردم کسانی هستند که منتظر قهرمان باشند.مردم باید خودشان با تشکیل گروه های مختلف صنفی و فرهنگی و سیاسی و حتی ورزشی متحد شوند و حقشان را بگیرند.یک اعتصاب سراسری براحتی هر دولتی را مجبور به رعایت حقوق مر دم و تغییر قانون اساسی می کند.تا یک قانون اساسی دموکراتیک مبتنی بر یک جمهوری پارلمانی در ایران بر قرار شود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 9:46 توسط حقیقت جو |
|
|
تمام زیر بنای یک کشور در بخش اموزش نیروی انسانی خلاصه می شود.از مدارس ابتدایی تا دانشگاه.باید اموزش به گونه ایی باشد که به جای اینکه مشتی حفظیات فراموش شدنی تحویل مغز بچه ها داده شود ذهن انها را خلاق و پرسشگر و مبتکر بار بیاوریم.اموزشی که فقط منحصر به نوشته های خشک و خالی کتاب و فضای بسته کلاس باشد نمی تواند مخترع ومبتکر بسازد.مثلا وقتی می خواهیم بخش علوم و زیست شناسی به بچه ها بیاموزیم چقدر خوب است که انها را مستقیم به طبیعت سر سبز ببریم تا از نزدیک حرکت جانوران و بوی خوش گیاهان و اسمان ابی را ببینند و فضای تجربی زیست را از نزدیک و به طور شهودی درک کنند.نباید اموزش منحصر به نوشته های خشک و خالی کتاب و فضای بسته کلاس شود.مثلا وقتی مدارات الکتریکی به بچه ها اموخته می شود باید اموزگار چندین مدار واقعی را بر سر کلاس بیاورد تا از نزدیک بچه ها مقاومت و خازن را لمس کنند و حتی با کیتها پیش ساخته اندکی لحیم کاری کنند و با ازمون و خطا لذت ساختن مثلا یک رادیو را ببرند.اموزش باید از تمام امکانات تصویری بهره ببرد.از عکس و فیلم.بر سر هر کلاسی باید پرده بزرگی قرار داشته باشد که بر روی ان عکس و فیلم مربوط به درس نشان داده شود.شنیدن کی بود مانند دیدن.حتی در خود کتاب هم باید بیشتر از عکس استفاده کرد.تاثیر یک فیلم اموزشی بسیار بیشتر از نوشته کتاب یا سخنرانی خشک و خالی است.نکته مهم دیگر در مورد اموزش این است که اموزگار نباید همه چیز به صورت اماده در اختیار دانش اموز یا دانشجو قرار دهد و او فقط حفظ کند.بلکه باید مطلب را به گونه ایی سوالی مطرح کند تا ذهن دانشجو و دانش اموز به فکر فرو برود و اموزگار به او ماموریت دهد که در مورد بخشی از درس تحقیق کند.فرایند یادگیری حفظ کردن نیست.بلکه در تحقیق و فکر کردن و نواوری و بدست اوردن یافته های جدید است.فردی که از دانشگاه بیرون می اید باید خود ضمن تسلط بر یافته های قبلی رشته تخصصی خود انقدر مهارت یافته باشد که بتواند چیزهای جدیدی به علم رشته خود اضافه کند.یعنی همیشه جیره خور قدیمیان نباید باشیم که اگر اینگونه بود که علم پیشرفتی نداشت.در زندگی شخصی هم همین گونه است.بسیاری از سنتهای قدیمی اشتباه و غلط است.مثلا ازدواج فامیلی.یااینکه کسی توان مالی نداشته باشد اما به رسم خانواده بچه دار شود در حالیکه توان هزینه ان بچه را ندارد.برای همین است که می گوییم اموزش زیر بنای یک جامعه است.چون حتی زندگی شخصی افراد را نیز تحت تاثیر دارد.یک انسان خلاق و مبتکر فرمان زندگی خود را بدست خودش می گیرد و از تقلید سنتهای غلط می پرهیزد.
از تقلید مذهب گرفته تا تقلید برای ازدواج و دیگر رسومات.مفهوم کلاس درس باید تغییر کند.اینکه بعضی دانش اموزان از محیط بسته خشک و خالی کلاس و اموزگار اخمو بدشان می اید حق دارند.کلاس درس باید خیلی پر نشاط و رنگی و پر از عکس و فیلمهای اموزشی و اموزگار خوش ذوق و خوش اخلاق باشد.مثلا اموزگار تاریخ ما برای اینکه تاریخ صفوی را بهتر به ما اموزش دهد ما را به خود اصفهان برد و ما درست بری همان جایی نشستیم که شاه عباس نشسته بود.و محیط و فضای انجا چنان در ذهن ما باقی ماند که در این همه کتاب تاریخ که خواندیم تنها همان قسمت را به خوبی مسلط هستیم. حال برای همه دروس باید اموزش اینگونه باشد.بریا زیست و علوم باید به طبیعت سبز رفت و حرکت مورچه ها را از نزدیک دید.برای اموزش الکتریسیته باید دانش اموز مقاومت و خازن را در کف دستانش لمس کند.برای اموزش فیزیک نجومی باید با تلسکوپ در شب پر ستاره اسمان را ببیند.نوشته خشک و خالی کتاب بسیار خسته کننده و بی رمق است.خلاصه اینکه اموزش باید 90 درصد عملی و تجربی باشد و 10 درصد تئوری و نوشته کتاب. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:48 توسط حقیقت جو |
|
|
کتاب صوتی یا گویا یک حرکت بزرگ فرهنگی در روز ما ساعتها وقتمان را در ترافیک یا بطالت می گذرانیم.حتی وقتی در سر کار هستیم گوشهایمان بیکار است.اگر این میزان ساعت تلف شده در ترافیک یا اوقات فراغت را در طول عمر جمع بزنیم برای خود عمری می شود.حال ما می توانیم این زمانها را به بهترین شیوه استفاده کنیم.کتاب صوتی یا کتاب گویا ابتکار جالبی است برای استفاده مفید از این زمانهای گرانبها.کتاب صوتی یا کتاب گویا اینگونه ساخته می شود که یک شخصی که صدای خوشی دارد یک کتاب چاپی را با صدای خوش روخوانی می کند و صدای این روخوانی کتاب را ضبط می کند.مثلا اگر ما از سیستم فشرده سازی یا همان MP3 استفاده کنیم حتی می توانیم حدود 100 دقیقه فایل صوتی را به اندازه فقط 7 مگابایت دربیاوریم.یعنی اگر ما یک دستگاه پخش کننده موسیقی داشته باشیم که مثلا یک حافظه با ظرفیت معمولی هم داشته باشد می توانیم در ان چندین کتاب صوتی یا گویا را ذخیره کنیم و در زمان ترافیک در خیابان یا حتی در زمان کار که گوشمان بیکار است به این کتابهای صوتی گوش بدهیم.و تصور کنید که در طول یک سال ما چند کتاب را اینگونه گوش خواهیم داد و چقدر به میزان اگاهی و فهم و شعور ما افزوده خواهد شد. همانطور که هم اکنون سایتهای زیادی برای دانلود موزیک وجود دارد وبلاگها و سایتهای زیادی هم تشکیل شود برای دانلود کتابهای صوتی یا گویا.که البته چند سایت ایرانی هم اکنون اینکار را انجام می دهند اما کافی نیست.ضمن اینکه چقدر خوب است که هر ایرانی برای کمک به افزوده شدن تعداد کتابهای صوتی یک کتاب خوب را انتخاب کرده و خودش روخوانی کند و صدایش را ضبط کند و فایل صوتی انرا در اینترنت قرار دهد تا مورد استفاده بقیه قرار بگیرد.وقتی که هر کدام ما فقط یک کتاب را به صورت صوتی در بیاوریم فشار کار از روی دوش فقط چند نفر کاسته می شود.بیاییم در این حرکت فرهنگی بزرگ با هم مشارکت کنیم.همواره گفته شده است که بسیاری از مشکلات اجتماعی ما ناشی از کمبود مطالعه کتاب است.حقیقت هم این است که خواندن کتاب چاپی برای خیلی خسته کننده است.اما شنیدن زحمتی ندارد و حتی یک بی سواد یا یک نابینا هم می تواند کتاب صوتی را بشنود.در همین سایت هم میهن نیز می توانیم این حرکت فرهنگی را انجام دهیم .سایتهای بسیاری هستند که به صورت رایگان فایلها را اپلود می کنند.کافی است که ما کتاب مورد نظر خود را روخوانی کنیم و فایل صدای ضبط شده روخوانی کتاب را اپلود کنیم و بعد لینک ادرس اینترنتی اپلود فایل صوتی را در اختیار عموم قرار دهیم برای دانلود.اگر فایل ما به صورت فشرده یعنی MP3 باشد حتی می توانیم 100 دقیقه فایل صوتی را در حدود 7 یا 8 مگابایت جای دهیم.یعنی به اندازه یک اهنگ معمولی.اما برای اینکه ما منبع خوبی برای پیدا کردن کتاب خوب برای روخوانی داشته باشیم هم اینکه کتابهای چاپی کتابخانه ها در دسترس است ونیز کتابهای چاپی دوستان و فامیل و خانواده.اما یک راه خوب هم سایتهای بسیاری است که کتاب الکترونیکی برای دانلود در اختیار می گذارند مثل سایت =HTTP://WWW.PERSIANBOOKS.BLOGSPOT.COM .البته با یک جستجوی کلمه"کتابخانه"در گوگل سایتهای بسیاری فهرست می شود.حتی اگر هر کدام ما فقط یک کتاب را هم روخوانی کنیم بسیار مفید است.همانطوری که بسیاری وبلاگها سرو ودست می شکند برای دانلود اهنگ فلان خواننده که شعر اهنگش بسیار بی محتوا و مسخره است ما اندکی تلاش کنیم همین جنب و جوش برای دانلود کتاب صوتی بر قرار شود.گاهی شده حتی 2 ساعت در ترافیک خیابان مانده ایم.که همین 2 ساعت برای گوش دادن کامل به یک کتاب صوتی کافی است.حتی در زمان کار کردن گوش ما بیکار است و می توانیم کتاب صوتی گوش بدهیم.اگر این حرکت بزرگ فرهنگی گسترش پیدا کند ان وقت ما جامعه ایی خواهیم داشت که تک تک افرادش فرهیخته و اگاه و فهیم خواهند بود و همین اگاهی بسیاری از مشکلات امروز را برطرف می کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 20:57 توسط حقیقت جو |
|
|
بمب اتمی حق ایران است.چطور امریکا خودش هزاران بمب اتمی و سلاح کشتار جمعی داشته باشد و ما نداشته باشیم؟هر کس که مخالف داشتن بمب اتمی برای ایران باشد یک خائن و نوکر بیگانه است.اصلا به امریکا چه ربطی دارد .امریکای جنایتکاری که در طول بعد از جنگ جهانی دوم تازه سر از تخم دراورده و میزان جنایات در همین مدت کوتاه روی همه جنایتکاران تاریخ را سفید کرده است.دهها کودتا در کشورهای مختلف از جمله ایران عزیزمان که موجب نابودی مردم سالاری در این کشورها شد.چندین جنگ خونین در سراسر جهان.به ما می گویند در عراق دخالت نکنیم در حالیکه ما همسایه عراق هستیم و انها از هزاران کیلو متر ان سوی اقیانوس لشگر کشی کرده اند به عراق.واقعا خنده دار است.ارتش جنایتکار امریکا و انگلیس هم اکنون چه غلطی در عراق می کنند؟باید بیگانگان هر چه سریعتر منطقه خاور میانه را ترک کنند.خود مردم منطقه باید یک اتحاد نظامی و امنیتی و اقتصادی بر قرار کنند و حتی این اتحادیه در سطح کل اسیا بر قرار شود تا در مقابل اتحادیه اروپا و امریکا قرار گیرد.البته سازمان کنفرانس اسلامی که شامل 57 کشور می شود از نظر استراتژیک مفید است.همچنین اتحادهای منطقه ایی مثل سازمان اکو یا جنبش غیر متعهد ها یا سازمان شانگهای و هر اتحاد دیگری که اهرمی برای فشار به امریکا و متحدانش بشود.هنوز جنگی اغاز نشده است اما ارتش سوسول امریکا بیش از 10 هزار کشته و بیش از 23 هزار زخمی داده است.که روز به روز بیشتر می شود.تازه این میزان تلفات با سلاحهای ابتدایی و اماتور در عراق و افغانستان بوده است.زمانیکه جنگ واقعی اغاز شود روز هزار تا کشته و زخمی خواهند داد.ضمن اینکه نیروهای نظامی ایران به خاطر سالهای وطلانی جنگ با صدام به طور کامل به نقشه منطقه اشنا هستند و مثل کف دست منطقه را از هر نظر می شناسند.اوایل انقلاب که نیروهای نظامی ایران هنوز مشکلات زیادی داشتند و امکانات بسیار کم باز هم در مقابل اتحاد دهها کشور حامی عراق محکم ایستادند.امروز که نیروهای نظامی ایران صدها برابر قویتر از اوایل انقلاب هستند و از نظر اموزشی و تجهیزات بسیار قویتر از اوایل انقلاب هستند بسیار موفقتر از زمان جنگ با صدام و متحدانش خواهند بود.در حقیقت در ان زمان ما فقط با صدام نمی جنگیدیم.با دهها کشور عربی و امریکا و اروپایی و حتی شوروی می جنگیدیم و با این حال شکست نخوردیم و حتی یک وجب خاک را هم از دست ندادیم.امروز دیگر موضع ما فقط تدافعی نخواهد بود و در صورت حماقت امریکا تا رخت خوابهای کاخ سفید را هم به اتش خواهیم کشید.نیروهای امریکا و انگلیس در عراق و افغانستان مثل هلویی می مانند که کافی است انها را بچینیم.امروز ایران عزیز ما همه جور سلاح کشتار جمعی و اتمی و انواع موشک و ضد تانک و هواپیما و غیره در اختیار دارد.از همه مهمتر ایرانی جنم و غیرت و شجاعت و دلاوری دارد.ما هیچگاه ننگ تجاوز را تحمل نخواهیم کرد و دشمن متجاوز را تا نابودی پیش خواهیم برد.ضمن اینکه ما با کشوری دشمنی نداریم اما زیر بار هیچ ظلم و بی عدالتی هم نخواهیم رفت .خاورمیانه به زودی از وجود الوده بیگانگان بخصوص امریکا و انگلیس پاک خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 11:23 توسط حقیقت جو |
|
|
امریکا در حال فروپاشی است:
امریکا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون به اندازه ایی جنایت کرده است که چنین میزان جنایت در این طول زمان برای خود یک رکورد تاریخی است.انواع کودتا در سراسر جهان.انواع جنگهای خونین.مثلا کودتای 28 مرداد در ایران موجب سالها استبداد و جنایت و شکنجه در ایران شد و از همه مهمتر ریشه دموکراسی را خشکاند.کودتای امریکا در گواتمالا موجبات مرگ و سیاه بختی صدها هزار نفر شد.جنگ ویتنام که با خفت امریکا نیز همراه بود موجبات مرگ میلیونها نفر ویتنامی و بیماری میلیونها نفر دیگر شد.کودتای شیلی و شکنجه و مرگ هزاران نفر در انجا.کودتای ارژانتین و یونان و فیلیپین و دهها کودتای خونین دیگر.همین جنگ ایران و عراق توسط امریکا ایجاد شد.از همین زمان اشغال عراق توسط ارتش جنایتکار امریکا حدود 650 هزار نفر مردم بی گناه معصوم عراق که بیشتر زنان و کودکان نیز بوده اند کشته شده اند.صدام را نیز خود امریکا چاق کرد و به جان منطقه انداخت و به بهانه مبارزه با همین صدام به منطقه لشگر کشی کرد.این انگلوساکسونها یعنی امریکا و انگلیس که در حقیقت باید انها را انگل ها خواند همواره دشمن بشریت بوده اند.وقتی انگلستان دیگر توان جنایت را از دست داد این وظیفه تاریخی این قوم کثیف انگلوساکسون را به امریکا واگذار کرد.جهان باید برای نابود کردن یا حداقل ضعیف کردن این دو کشور شیطانی با هم متحد شوند.اگر اقتصاد این دو کشور خوناشام ضعیف شود انها توان نظامی خود را نیز از دست خواهند داد.باید این دو کشور شیطانی تحریم اقتصادی شوند.از نظر نظامی هم همین باتلاق عراق و افغانستان مکان خوبی برای کشتن و زخمی کردن سر بازان انهاست.درمجموع عراق و افغانستان حدود 12 هزار کشته و بیش از 23 هزار زخمی از امریکا و انگلیس داده شده است.ضمن اینکه همواره یک سرباز زخمی برای ارتش امریکا و انگلیس بار سنگینتری است.این ارتش جنایتکار امریکا یک جوکی را مرتب تکرار می کند.انها می گویند که چرا ایران در عراق دخالت می کند.یکی نیست به این احمقها بگوید شما از هزاران کیلو متر ان سوی اقیانوس لشگر کشی می کنید به عراق ان وقت ایران که همسایه عراق است کاری نداشته باشد؟اینها فکر می کنند هنوز قرن نوزدهم است که همچون انگلیسهای کفتار صفت کثافت وارد یک کشوری بشوند و انجا را اشغال کنند.باید اینها را مثل سوسک و مثل شغال کشت.هیچ لذتی بالاتر از کشتن سربازان کثیف جنایتکار امریکایی و انگلیسی نیست. این احمقهای انگلوساکون تصور می کنند که انها از دیگران بهتر هستند در حالیکه انها خیلی احمقتر و خنگ تر و اشغال ترین مردم جهان هستند.مثلا در انگلیس فرمان ماشین را سمت راست می گذارند تا مثلا بگویند ما فرق داریم با بقیه بله فرق دارند اما فرقشان همانند فرقی است که یک دیوانه با مردم عادی دارد.جنایاتی که انگلستان در هند و ایران و عراق و کشورهای اسیا و افریقا در طول یک قرن انجام داد حیرت انگیز است.شاید اگر جمع بزنیم چیزی حدود 2 میلیارد انسان توسط انگلیس و امریکا در طول همین یکی دو قرن اخیر به خاک سیاه نشستند.که البته زیاد بودن این امار بیشتر به خاطر جمعیت زیاد هند و چین می باشد.دوستان تلاش ما برای بر قراری دموکراسی و جمهوری پارلمانی در ایران به جای خود.اما ازادی در کنار استقلال معنا دارد.یک انسان ازاده همه جا ازاده است.ما هم با استبداد اخوندی مخالفیم و هم با ظلم و جنایت امریکا و انگلیس و با هر ظلم و جنیات دیگر. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:32 توسط حقیقت جو |
|
|
ابگیری سد سیوند نشانه دیگری است از دشمنی اخوند با فرهنگ و ریشه ملت شریف ایران.با ابگیری سد سیوند میزان رطوبت در منطقه به تدریج بالا خواهد رفت و با اینکه اخوندها اعلام می کنند که این سد تا اثار باستانی فاصله دارد اما کارشناسان زمین شناسی بیان می کنند که رطوبت همچون یک سایه شوم به تدریج منطقه را فرا می گیرد و می دانیم که دشمن اثار باستانی قدیمی که اکثرا از خاک هم هستند همین رطوبت است.البته به قول دوستی یک قایقی سوراخ است و اب به قایق می اید و ما کاسه دست گرفته ایم و اب را از قایق بیرون می ریزیم و تا زمانیکه سوراخ قایق را بر طرف نکنیم مشکل حل نمی شود.این اخوندها هم همین قضیه سوراخ هستند.یعنی امروز برای مشغول کردن ذهن ما این مسئله سد سیوند را پیش اورده اند بعد مشاهده می کنیم که مثلا غوغایی به پا شده است برای جلوگیری از اعدام یک فرد بی گناه توسط جنایتکاران حکومت اخوندی.اما خوب تا زمانیکه خود این سوراخ اخوندی وجود دارد اگر ما جان این بیگناه را نجات دهیم فردایش دوباره جنایتکارانی مثل قاضی مرتضوی دوباره برای یک بی گناه دیگر حکم می دهند.باید قضیه را از ریشه درست کرد.راه حل این کار هم این است که ما تا می توانیم باید سازماندهی شویم.تا زمانیکه تنها و فرد هستیم کاری از پیش نخواهد رفت.عضو شدن در هر گروهی مفید است حتی اگر این گروهها فرهنگی یا هنری یا حتی ورزشی مثل کوهنوردی باشد.مهم این است که فرد و تنها نباشیم.اگر یک شب نبودیم چندین نفر از حال ما جستجو شوند.مثلا ما بیش از 700 هزار نفر معلم و فرهنگی داریم.اینها می توانند یک اتحادیه قوی غیر دولتی داشته باشند.البته هم اکنون یک اتحادیه دارند اما بیشتر دولتی است تا مردمی.یک اتحادیه واقعی و مردمی باید انتخابات هیت مدیره اش کاملا خارج از اختیار دولت باشد و مستقیم با نظر اعضای اتحادیه تشکیل شود.مهم نیست که گروهی که ما در ان عضو هستیم بر اساس چه اشتراکی تشکیل شده است یعنی صنفی باشد یا فرهنگی یا هنری یا سیاسی یا حتی ورزشی.حتی یک نفر می تواند همزمان در چند گروه عضو باشد.مثلا یک زن معلم می تواند هم در اتحادیه زنان عضو باشد.هم در اتحادیه معلمان.حتی همین اینترنت فضای مناسبی است برای تشکیل گروههای اینترنتی .اولین اصل هر گروهی هم این است که همگی اعضا از حقوق یکدیگر دفاع کنند.مثلا اگر دولت قصد داشت حقوق یکی از اعضا را ضایع کند بقیه اعضا موظفند تمام تلاش خود را برای احقاق حقوق ان فرد به کار بگیرند.چون اگر ما اجازه دهیم امروز حقوق یکی ضایع شود فردا نوبت خودمان است.و دفاع امروز ما از حقوق ان فرد تضمین کننده حفظ حقوق خودمان در اینده است.بعضی هستند که تا اتش به حیاط خانه خودشان نیامده کاری به چیزی ندارند.مثلا اول انقلاب این اخوندها که انقلاب ملت ایران را دزدیده بودند و موج سواری کرده بودند اول وقتی بی رحمانه و بدون محاکمه عادلانه عوامل استبداد پهلوی را مجازات می کردند بعضی می گفتند خوب به ما که کار ندارند.بعد مجازات گروههای چپ اغاز شد وباز بعضی گفتند که خوب به ما که کاری ندارند.بعد سرکوب مجاهدین اغاز شد.باز عده ایی همان بی خیالی طی کردند و هنوز اتش را در حیاط خود نمی دیدند.بعد سرکوب زنان و دانشجویان و همینطور تا اخر این سرکوب دامن همه را گرفت.در حالیکه اگر در همان روز نخست جلوی ضایع شدن حق افراد اول گرفته می شد که توانش را هم داشتیم کار به سرکوبهای بعدی نمی رسید.جامعه باید هر عضو خود را همچون برادر و خواهر خود بداند.اگر یک بسیجی احمق امروز یک سیلی برصورت یک نفر در جلوی چشم ما می زند اگر همه ما اعتراض کنیم سیلی بعدی بر گوش ما نخواهد خورد.وقتی ما در گروههای زیادی عضو باشیم عده زیادی هستند که گستره اشنایان و دوستان ما می شوند.و دولتها معمولا برای ظلم سراغ بی کس و کارها می روند.مثلا یکی از دانشجویان داخل ایران چندی پیش توسط اخوندها دستگیر شد.اما این دانشجو در چندین گروه مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و هنری عضو بود.و همین عضویت او موجب شد تا صدای همه این گروهها در بیاید و موجی عظیم ایجاد شد و اخوندهای جنایتکار مجبور شدند که او را ازاد کنند چون دیدند که هزینه این ظلم برای انها گران تمام خواهد شد.پس تا می توانیم حتی شده در گروههای اینترنتی در فرهنگسرای محله در کتابخانه محله در گروههای کوهنوردی در اتحادیه صنفی وهر جایی که تجمع و گروه وجود دارد مشارکت کنیم.از نظر علمی به این جور گروهها اصطلاحا سازمانهای غیر دولتی NGO گفته می شود به شرطی که در تشکیل انها دولت هیچ دخالتی نداشته باشد.همه اینها را گفتیم اما شاه کلید قضیه برای انجام مهمترین قسمت کار یعنی ایجاد فشار اصلی و اساسی به استبداد اعتصابات سراسری است.هیچ چیز نمی تواند مثل اعتصابات سراسری به یک دولت فشار بیاورد.تظاهرات را ممکن است با اقداماتی خنثی کنند و هزینه زیادی بر مردم وارد کنند اما در اعتصابات سراسری با هزینه کمی برای مردم نتیجه بسیار عالی بدست می اید.اصولا وقتی همه مملکت تعطیل باشد و حتی اگر فقط حدود 60 درصد کار ها هم تعطیل باشد دیگر اصولا دولت موجودیت نخواهد داشت.چون تعریف دولت در مدیریت قسمتهای مختلف است و وقتی این قسمتها تعطیل باشد دولت هم حاکمیت خود را از دست می دهد.و این همه سازو کار نظامی و امنیتی که اخوندها درست کرده اند شاید برای سرکوب تظاهرات به دردشان بخورد اما برای مقابله با یک اعتصابات سراسری به هیچ دردی نخواهد خورد.مثلا فرض کنیم با تانک به درب تک تک منزل مردم بیایند و بگویند بفرمایید سر کار!البته در تجربیات سایر جنبشهای ازادی خواهانه شیوه های جالبی برای تسریع اعتصاب و تکمیل ان انجام می شود مثل ایجاد ترافیک در خیابانهای اصلی یاتجمع شدید مردم در یک مراسم معمولی مثل مراسم ختم یک فرد مشهور طبق براورد کارشناسان مبارزات ازادی خواهانه با مدت اندکی اعتصابات سراسری تمام شیرازه استبداد اخوندی فرو خواهد پاشید و می توانیم یک جمهوری دموکراتیک سکولار بر پا کنیم بدون نکبت اخوند و عزاداری و شورای نگهبان و ولایت فقیه و بسیج و حجاب اجباری و ممنوعیت شادی و هزار نکبت دیگر که از حکومت نکبت بار اخوندی بر ما وارد شد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:21 توسط حقیقت جو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ایستاده مردن بهتر از زندگی روی زانو هاست...
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|