تبليغاتX
در جستجوی حقایق - شیوه های مبارزات مدنی و بدون خشونت
این فقط حقایق است که ما را به خوشبختی و شادمانی و ازادی می رساند.
اکثریت ملت ایران که اتفاقا زیر 35 سال سن دارند اماده هستند تا اقدامی انجام دهند تا اوضاع تغییر کند و قانون اساسی جدید فراهم شود.منتها این گروه به دنبال راهی مناسب هستند که هزینه کمتری هم داشته باشد.با نگاهی به تاریخ جنبشهای بدون خشونت و نافرمانیهای مدنی به سبک گاندی یا افریقای جنوبی یا لهستان و غیره روشهای بسیاری را می اموزیم.
در مورد اعتصاب سراسری که موثر ترین و تیر خلاص استبداد است حتما نباید 100 درصد مردم با اعتصاب همکاری فعال کنند تا نتیجه بدهد.به دلیل اینکه بخشهای مختلف کشور به هم مربوط هستند اختلال در کار یکی موجب اختلال در دیگری و همین طور گسترش اختلال و نهایت تعطیلی عمومی می شود.مثلا فرض کنیم حمل و نقل اعتصاب کنند.خوب بسیاری دیگر از مراکز و قسمتها کارشان مختل می شود.در همین زمان شاه همین اعتصاب بود که کمر استبداد شاه را شکست و گرنه بارها از سوی فرماندهان نظامی اعلام شده بود که تظاهرات را به راحتی با حضور تانک و اب پاش و گاز اشک اور و غیره سرکوب می کنند.بخصوص اعتصاب مراکز حساسی مثل شرکت نفت .

ضمن اینکه ترفندهای گوناگونی برای تسریع در اعتصاب سراسری وجود دارد.مثلا وقتی ما بتوانیم کاری کنیم که عده زیادی ساعتها دیر به سر کار خود برسند خیلی در گسترش اعتصاب کمک کرده ایم.برای دیر رسیدن افرادب ه سر کار خود نیز در طول تاریخ جنبشها شیوه های گوناگون به کار گرفته شده است که موثر ترین ان ایجاد ترافیک شدید در خیابانهای اصلی شهر در صبح روز کاری است.همین ایجاد ترافیک هیچ گونه هزینه برای مبارزان راه ازادی ندارد.کافی است که هر کس ماشین شخصی دارد در صبح روز کاری به خیابانهای اصلی شهر برود و با سرعت کم و ارام حرکت کند و از طریق توقف دوبل و شیوه های موثر دیگری که ما ایرانیان در ان استاد هستیم!به شدت بیشتر ترافیک کمک کنند.بررسیها در مورد شهر تهران نشان می دهد که اگر تنها در3 خیابان اصلی این شهر ترافیک شدید ایجاد شود کل خیابانهای شهر قفل شده و حتی تا 4 ساعت تاخیر در رسیدن به سر کار برای افراد ایجاد می شود.در این زمینه پنچری یا تصادف ارام ساختگی نیز کمک شایانی می کند!
نمونه دیگری از شیوه های مبارزه بدون خشونت که در جنبشهای گوناگونی به کار گرفته شده است حضور گسترده مردم در مراسم ختم یک فرد مشهور است.مثلا یک هنر مند یا شاعر و نویسنده یا حتی بازیگر و ورزشکار.کسی نمی تواند ایراد بگیرد که چرا یک فرد در مراسم ختم یک فرد مشهور شرکت کرده است.مثلا فرض کنیم که یک فرد مشهور فوت کرده و قرار است در ارامگاه ابن باویه ترهان به خاک سپرده شود.حالا اگر مثلا حدود 50 هزار نفر هم در مراسم او شرکت کنند خود یک نوع اعلام حضور مردم و موجب تقویت همبستگی و اتحاد بین انها می شود.و در مراسم بعدی این حضور می تواند گسترش پیدا کند.پلیس هم نمی تواند هیچ اعتراضی بکند چون بالاخره مراسم ختم است و ثواب دارد!

از این شیوه های ابتکاری بسیار است.
لطفا هیچ گاه نا امیدانه سخن نگوییم.یک فرد باهوش همواره باید به جای نق زدن و فقط ذکر مصیبت کردن به دنبال راه کار باشد.

به هیچ وجه نباید به دنبال انقلاب کردن و دگرگونی هرج و مرجی باشیم.چون هم امنیت کشور به خطر می افتد و هم نتیجه کار مشخص نیست و چه بسا بدتر شود.باید به دنبال اصلاحات اساسی باشیم.مثلا باید از نهادهای منتخب و قانونی مثل ریاست جمهوری و مجلس و شوراهای شهری حمایت کنیم و خواهان افزایش اختیارات انها باشیم و در مقابل به مخالفت با نهادهای غیر منتخب مثل ولایت فقیه و شورای نگهبان باشیم و خواهان تضعیف و حذف انها از قانون اساسی باشیم.

تا نهیات به سمت یک جمهوری پارلمانی دموکراتیک حرکت کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:47  توسط حقیقت جو |